آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Engorge

      ɪnˈɡɔːrdʒ ɪnˈɡɔːdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      engorged

      شکل سوم:

      engorged

      سوم‌شخص مفرد:

      engorges

      وجه وصفی حال:

      engorging

      معنی engorge | جمله با engorge

      verb - intransitive verb - transitive

      پزشکی متورم شدن، ورم کردن، پر کردن (از خون یا مایع)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      During inflammation, the affected area may engorge with fluid.

      در هنگام التهاب، ناحیه‌ی آسیب‌دیده ممکن است با مایع ورم کند.

      The tissue began to engorge as blood rushed into the area.

      وقتی که خون به آن ناحیه هجوم آورد، بافت شروع به متورم شدن کرد.

      verb - intransitive

      زیست‌شناسی تغذیه کردن، خوردن (در حشرات، معمولاً خوردن خون و سپس متورم شدن)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Once the leech engorged, it detached and fell off.

      وقتی زالو از خون تغذیه کرد، جدا شد و افتاد.

      Fleas can engorge on their host's blood in a matter of minutes.

      کک‌ها می‌توانند در عرض چند دقیقه خون میزبان خود را بخورند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد engorge

      1. verb to swallow (food or drink) greedily or rapidly in large amounts
        Synonyms:
        gulp swallow guzzle gobble bolt wolf down englut ingurgitate
      1. verb to satisfy to the full or to excess
        Synonyms:
        satiate satisfy stuff overeat gorge glut binge pig-out sate overindulge surfeit cloy gormandize gormandise gourmandize englut overgorge scarf out ingurgitate pall

      سوال‌های رایج engorge

      گذشته‌ی ساده engorge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده engorge در زبان انگلیسی engorged است.

      شکل سوم engorge چی میشه؟

      شکل سوم engorge در زبان انگلیسی engorged است.

      وجه وصفی حال engorge چی میشه؟

      وجه وصفی حال engorge در زبان انگلیسی engorging است.

      سوم‌شخص مفرد engorge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد engorge در زبان انگلیسی engorges است.

      ارجاع به لغت engorge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «engorge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/engorge

      لغات نزدیک engorge

      • - englishwoman
      • - englut
      • - engorge
      • - engr
      • - engraft
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.