آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مرداد ۱۴۰۴

    Preponderance

    prɪˈpɑːndərns prɪˈpɒndrəns

    معنی preponderance | جمله با preponderance

    noun singular formal

    بخش بزرگ، بخش اعظم، اکثریت، بیشینه، کثرت، فراوانی، فزونی

    The preponderance of evidence pointed to his guilt.

    اکثریت شواهد به گناه او اشاره می‌کرد.

    The preponderance of responsibility fell on her shoulders.

    بخش اعظم مسئولیت بر دوش او افتاد.

    noun

    چیرگی، برتری، غلبه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    The preponderance of knowledge belonged to the seasoned professor.

    برتری دانش متعلق به استاد کارکشته بود.

    The team's preponderance in height gave them a significant advantage on the basketball court.

    برتری این تیم در قد، به آن‌ها مزیت قابل‌توجهی در زمین بسکتبال داد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد preponderance

    1. noun great numbers; supremacy
      Synonyms:
      power dominance domination superiority advantage sway command weight bulk mass prevalence predominance greater part lion’s share bigger half extensiveness max mostest dominion ascendancy
      Antonyms:
      inferiority

    سوال‌های رایج preponderance

    معنی preponderance به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «preponderance» در زبان فارسی به «غلبه» یا «چیرگی» ترجمه می‌شود.

    کلمه‌ی «غلبه» به وضعیت یا حالتی اشاره دارد که در آن چیزی از نظر تعداد، تأثیر، یا اهمیت بر چیزی دیگر برتری دارد و غالب است. این اصطلاح می‌تواند در زمینه‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرد، از علوم اجتماعی و آماری گرفته تا مباحث روزمره و ادبیات. وقتی گفته می‌شود که چیزی دارای غلبه است، معمولاً منظور این است که آن عنصر یا عامل بیشترین وزن، اهمیت یا تأثیر را نسبت به دیگران دارد و غالباً بر روندها یا نتایج تأثیرگذار است.

    در بسیاری از تحلیل‌های آماری و تحقیقاتی، «preponderance» برای توصیف اکثریت یا غالب بودن یک نمونه، داده یا نتیجه به کار می‌رود. برای مثال، اگر در یک مطالعه‌ی سلامت گفته شود که «غلبه افراد در گروه مورد مطالعه زنان بودند»، منظور این است که تعداد زنان بیشتر از مردان بوده و احتمالاً نتایج مطالعه تحت تأثیر این اکثریت قرار دارد. این کاربرد نشان می‌دهد که شناخت و تحلیل غلبه‌ی یک عامل در داده‌ها، برای رسیدن به برداشت دقیق از نتایج ضروری است.

    در زندگی روزمره، غلبه می‌تواند به معنای تأثیرگذاری یک عامل یا ویژگی نسبت به دیگر ویژگی‌ها باشد. برای مثال، در یک گروه کاری، ممکن است گفته شود که «غلبه‌ی روحیه‌ی همکاری در تیم باعث موفقیت پروژه شد». در این حالت، منظور این است که روحیه‌ی همکاری بیشترین نقش را در نتیجه‌ی مثبت تیم ایفا کرده است و اثرگذاری آن نسبت به سایر عوامل بیشتر بوده است.

    در ادبیات و تحلیل‌های اجتماعی، مفهوم غلبه به بررسی نیروها، روندها و گرایش‌های غالب کمک می‌کند. شناخت اینکه کدام افکار، عادات یا رفتارها در یک جامعه یا گروه بیشتر حضور دارند، امکان تحلیل دقیق‌تر فرهنگ، ارزش‌ها و جهت‌گیری‌های اجتماعی را فراهم می‌آورد. این نکته نشان می‌دهد که غلبه تنها به تعداد یا حجم محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند به اثرگذاری و نفوذ یک عامل نیز اشاره داشته باشد.

    واژه‌ی «غلبه» یا «preponderance» نشان‌دهنده‌ی اولویت و برتری نسبی یک عنصر نسبت به دیگر عناصر در هر زمینه‌ای است. این مفهوم به ما کمک می‌کند تا به‌طور دقیق‌تر عوامل تأثیرگذار را شناسایی کرده و نقش آن‌ها در شکل‌گیری نتایج، روندها و تصمیمات مختلف درک کنیم. شناخت و تحلیل غلبه، چه در علوم، چه در زندگی روزمره، ابزاری قدرتمند برای فهم جهان پیرامون ما محسوب می‌شود.

    ارجاع به لغت preponderance

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «preponderance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/preponderance

    لغات نزدیک preponderance

    • - prepayment
    • - prepense
    • - preponderance
    • - preponderant
    • - preponderantly
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.