آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اسفند ۱۴۰۳

      Sale

      seɪl seɪl

      شکل جمع:

      sales

      معنی sale | جمله با sale

      noun countable B2

      فروش، بازار فروش، حراج

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The sale of narcotics is forbidden.

      فروش مواد مخدر ممنوع است.

      I arranged for the sale of the house.

      ترتیب فروش خانه را دادم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I hope this book will have a large sale.

      امیدوارم این کتاب فروش خوبی داشته باشد.

      Art dealers were flocking to the sale of Renaissance paintings.

      دلال‌های اشیای هنری به محل حراج نقاشی‌های رنسانس هجوم می‌آوردند.

      an after-Nowruz sale

      حراج بعد از نوروز

      a clearance sale

      حراج به منظور بازکردن جا (برای کالای فصل جدید)

      I bought this dress at Rustami store's sale.

      این پیراهن را از حراج فروشگاه رستمی خریدم.

      sales book

      دفتر فروش

      sales agent

      عامل فروش

      sales department

      بخش فروش

      This house is not for sale.

      این خانه فروشی نیست.

      This book is on sale in all bookstores.

      این کتاب در کلیه‌ی کتابفروشی‌ها فروخته می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sale

      1. noun exchange of object for money
        Synonyms:
        trade business deal transaction commerce selling buying purchasing purchase marketing enterprise negotiation disposal vending demand barter auction consuming reduction dumping unloading closeout clearance vendition

      Collocations

      for sale

      برای فروش، فروشی

      make a sale

      فروش کردن، موفق به فروش چیزی شدن

      on sale

      (در معرض) حراج، درحال فروش با تخفیف

      در معرض فروش، در معرض حراج

      quick sale

      فروش فوری، فروش سریع، فروش آنی

      سوال‌های رایج sale

      شکل جمع sale چی میشه؟

      شکل جمع sale در زبان انگلیسی sales است.

      ارجاع به لغت sale

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sale» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sale

      لغات نزدیک sale

      • - salaried
      • - salary
      • - sale
      • - saleable
      • - saleb
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.