آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Tasting

    گذشته‌ی ساده:

    tasted

    شکل سوم:

    tasted

    سوم‌شخص مفرد:

    tastes

    معنی tasting | جمله با tasting

    noun

    (مربوط به نوشیدنی و غذا به‌منظور بررسی کیفیت و طعم) مزمزه، مزه‌مزه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    a wine tasting

    مزه‌مزه‌ی شراب

    a tasting room

    اتاق مزمزه [برای سنجش کیفیت]

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tasting

    1. verb experience
      Synonyms:
      experiencing feeling perceiving knowing savoring
      Antonyms:
      disliking hating refraining abstaining lotting
    1. verb to recognize by flavor
      Synonyms:
      sensing distinguishing savoring
    1. verb take a sample of
      Synonyms:
      testing trying experiencing feeling sampling eating savoring partaking touching knowing seeing desiring licking nibbling biting smacking suffering stomaching sucking proving tracing styling shading scenting meeting hungering hinting flavoring dashing bitting
    1. verb have flavor; taste of something
      Synonyms:
      eating chewing savoring relishing enjoying smelling biting suggesting smacking
      Antonyms:
      disliking hating abstaining refraining lotting
    1. noun a kind of sensing; distinguishing substances by means of the taste buds
      Synonyms:
      taste
    1. noun taking a small amount into the mouth to test its quality
      Synonyms:
      savoring relishing savouring degustation

    لغات هم‌خانواده tasting

    noun
    taste, distaste, tastefulness, taster, tasting
    adjective
    tasteful, distasteful, tasty
    verb - transitive
    taste
    adverb
    tastefully, distastefully

    سوال‌های رایج tasting

    گذشته‌ی ساده tasting چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده tasting در زبان انگلیسی tasted است.

    شکل سوم tasting چی میشه؟

    شکل سوم tasting در زبان انگلیسی tasted است.

    سوم‌شخص مفرد tasting چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد tasting در زبان انگلیسی tastes است.

    ارجاع به لغت tasting

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «tasting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tasting

    لغات نزدیک tasting

    • - taster
    • - tastily
    • - tasting
    • - tasty
    • - tasty snack
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.