آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ تیر ۱۴۰۵

      Dowdy

      ˈdaʊdi ˈdaʊdi

      شکل جمع:

      dowdies

      صفت تفضیلی:

      dowdier

      صفت عالی:

      dowdiest

      معنی dowdy | جمله با dowdy

      adjective noun countable

      قدیمی بدلباس، بدریخت (معمولاً زن)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He married a real dowdy.

      با زن واقعاً بدلباسی ازدواج کرد.

      The dowdy appearance of the presenter disappointed viewers.

      ظاهر بدریخت مجری، بینندگان را ناامید کرد.

      adjective

      شلخته، رنگ‌ورورفته، نخ‌نما، کهنه، مندرس، ژنده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      a dowdy gray dress

      پیراهن (زنانه‌ی) خاکستری رنگ‌ورورفته

      Don't be dowdy for the party; dress neatly.

      برای مهمانی شلخته نباش؛ مرتب لباس بپوش.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her dowdy coat made her look older than she was.

      پالتوی کهنه‌اش باعث می‌شد که از سنش پیرتر به نظر برسد.

      adjective

      زشت، بی‌روح

      The shop looked dowdy and rarely attracted customers.

      مغازه‌ی بی‌روحی داشت و به‌ندرت مشتری جذب می‌کرد.

      The office was filled with dowdy furniture that smelled of dust.

      دفتر پر از مبلمان زشتی بود که بوی گردوغبار می‌داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They moved out of the dowdy apartment into a brighter place.

      آن‌ها از آپارتمان بی‌روح به جایی روشن‌تر نقل‌مکان کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dowdy

      1. adjective poorly dressed; old-fashioned
        Synonyms:
        unfashionable shabby untidy old-fashioned sloppy outdated unkempt tacky plain dated slovenly frumpy out-of-date dingy drab baggy run-down old hat passé homely unstylish stodgy antiquated blowsy scrubby tasteless archaic bedraggled bygone moldy unseemly vintage wrinkled slatternly outmoded
        Antonyms:
        fashionable modern chic classy

      ارجاع به لغت dowdy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dowdy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dowdy

      لغات نزدیک dowdy

      • - dowager
      • - dowden
      • - dowdy
      • - dowel
      • - dower
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.