آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ آبان ۱۴۰۴

      Chew

      tʃuː tʃuː

      گذشته‌ی ساده:

      chewed

      شکل سوم:

      chewed

      سوم‌شخص مفرد:

      chews

      وجه وصفی حال:

      chewing

      معنی chew | جمله با chew

      noun verb - intransitive adverb B2

      جویدن، خاییدن، تفکر کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Teeth are for chewing.

      دندان برای جویدن است.

      Chew well before swallowing!

      (غذا را) پیش از فرو دادن خوب بجو!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to chew gum

      سقز (آدامس) جویدن

      He kept chewing at his moustache.

      مدام سبیل خود را می‌جوید.

      Some animals chew holes in wood.

      بعضی از حیوانات با جویدن چوب در آن سوراخ ایجاد می‌کنند.

      Manoochehr, what problem are you chewing on these days?

      منوچهر، این روزها به چه مسئله‌ای می‌اندیشی؟

      He got chewed out for being late.

      به‌دلیل دیر آمدن مؤاخذه شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chew

      1. verb grind with teeth
        Synonyms:
        bite munch chomp crunch gnaw nibble masticate dispatch feast upon gulp champ scrunch gum rend ruminate
      1. verb think about deeply
        Synonyms:
        consider weigh reflect upon ponder deliberate mull over meditate muse on mull ruminate
        Antonyms:
        ignore

      Phrasal verbs

      chew up

      کاملاً جویدن

      خراب کردن، ویران کردن

      Idioms

      bite off more than one can chew

      لقمه‌ی بزرگتر از دهان خود برداشتن، بیشتر از توانایی خود کاری را به عهده گرفتن

      chew the rag (or fat)

      (عامیانه) گپ زدن، دوستانه حرف زدن

      chew the scenery

      (عامیانه - در مورد ایفای نقش در فیلم و تئاتر و غیره) بیش از حد آب و تاب دادن، زیاده‌روی کردن

      سوال‌های رایج chew

      گذشته‌ی ساده chew چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chew در زبان انگلیسی chewed است.

      شکل سوم chew چی میشه؟

      شکل سوم chew در زبان انگلیسی chewed است.

      وجه وصفی حال chew چی میشه؟

      وجه وصفی حال chew در زبان انگلیسی chewing است.

      سوم‌شخص مفرد chew چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chew در زبان انگلیسی chews است.

      معنی chew به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی chew در زبان فارسی به «جویدن» ترجمه می‌شود.

      این فعل به عمل خرد کردن، له کردن یا نرم کردن غذا با دندان‌ها و حرکت فک‌ها اشاره دارد که اولین مرحله‌ی فرایند هضم در دستگاه گوارش انسان و بسیاری از حیوانات است. جویدن باعث می‌شود غذا به قطعات کوچکتر تقسیم شود تا بلعیدن و هضم آن آسان‌تر شود.

      از منظر زیست‌شناسی، chew نقشی حیاتی در فرآیند گوارش ایفا می‌کند؛ زیرا با خرد کردن مواد غذایی و مخلوط کردن آن‌ها با بزاق دهان، امکان تجزیه‌ی بهتر و جذب مؤثرتر مواد مغذی فراهم می‌گردد. حرکت‌های فک در جویدن باعث تحریک ترشح بزاق می‌شود که آنزیم‌هایی در آن وجود دارند که شروع فرایند تجزیه نشاسته‌ها را بر عهده دارند. این فرآیند اولیه، کلید سلامت دستگاه گوارش و بهبود جذب غذا است.

      در زبان انگلیسی، chew علاوه بر معنای اصلی فیزیکی، گاهی به صورت استعاری به کار می‌رود؛ برای مثال وقتی گفته می‌شود «chew over a problem» یعنی «به دقت فکر کردن یا تأمل کردن درباره یک مسئله». این کاربرد مجازی به معنای «جویدن» به مفهوم کند و عمیق فکر کردن نسبت داده شده است.

      از لحاظ فرهنگی و رفتاری، جویدن نقش مهمی در عادات غذایی و حتی ارتباطات اجتماعی دارد. در بسیاری از فرهنگ‌ها، نحوه‌ی جویدن و رفتار هنگام غذا خوردن معیارهایی برای ادب و آداب معاشرت محسوب می‌شود. همچنین برخی افراد در شرایط استرس یا تمرکز شدید عادت به جویدن مداد، آدامس یا اشیاء دیگر دارند که این رفتارها می‌توانند به عنوان واکنشی روانی تعبیر شوند.

      فعل chew بیانگر یکی از ابتدایی‌ترین و مهم‌ترین عملکردهای فیزیولوژیکی بدن است که تأثیر زیادی بر سلامت کلی انسان دارد. این واژه به سادگی، ولی با اهمیت بسیار، فرآیند پیچیده‌ای را توصیف می‌کند که پایه و اساس تغذیه و بقای انسان است. آگاهی از نقش جویدن و اهمیت آن می‌تواند به بهبود عادات غذایی و سلامت عمومی کمک کند.

      ارجاع به لغت chew

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chew» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chew

      لغات نزدیک chew

      • - chevrotain
      • - chevy
      • - chew
      • - chew out
      • - chew the cud
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.