ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cop Out

ˈkɑpˌɑʊt ˈkɒpaʊt
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (Noun): cop-out

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • phrasal verb verb - intransitive informal
    جا زدن، وادادن، شانه‌ خالی کردن، دبه در آوردن، زیر چیزی زدن، از زیر چیزی در رفتن
    • - Don't cop out and make excuses for not doing your homework.
    • - دبه درنیار و برای انجام ندادن تکالیف بهانه نیاور.
    • - She always finds a way to cop out of taking responsibility for her mistakes.
    • - او همیشه راهی برای شانه خالی کردن از مسئولیت اشتباه‌هلیش پیدا می‌کند.
  • noun slang countable informal
    بهانه، طفره‌روی (معمولاً به‌صورت مفرد می‌آید)
    • - Instead of facing the consequences of his actions, he used a cop-out and blamed someone else.
    • - او به جای اینکه با عواقب اعمال خود روبه‌رو شود، بهانه آورد و شخص دیگری را مقصر دانست.
    • - Using a cop-out to avoid taking responsibility will only lead to more problems in the long run.
    • - استفاده طفره‌روی برای اجتناب از پذیرش مسئولیت در درازمدت به مشکلات بیشتری منجر خواهد شد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cop out

  1. verb abandon, quit
    Synonyms: back down, back off, back out, backpedal, desert, dodge, excuse, give the slip, have alibi, rationalize, renege, renounce, revoke, skip, use pretext, welsh, withdraw
    Antonyms: be ready, face, ready, take on

ارجاع به لغت cop out

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cop out» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cop-out-2

لغات نزدیک cop out

پیشنهاد بهبود معانی
دریافت فست دیکشنری از طریق اپ‌استور دریافت فست دیکشنری به‌صورت مستقیم