با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Layoff

ˈleɪˌɒf ˈleɪˌɒf
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    layoffs

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    کسب‌وکار (از کار) بیکار‌سازی، خاتمه دادن به خدمت، تعدیل نیرو
    • - Because of the slow markets, the factory has suggested the layoff of fifty workers.
    • - به‌‌ دلیل کسادی بازار کارخانه پیشنهاد تعدیل پنجاه کارگر را داده است.
    • - The layoff resulted in a decrease in productivity.
    • - تعدیل باعث کاهش بهره‌وری شد.
    • - The layoff left many families in financial distress.
    • - تعدیل نیرو باعث گرفتاری مالی برای خانواده‌های زیادی شد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد layoff

  1. noun dismissal from job or responsibility
    Synonyms: cutback, discharge, early retirement, respite, unemployment
    Antonyms: employment, hiring

ارجاع به لغت layoff

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «layoff» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/layoff

لغات نزدیک layoff

پیشنهاد بهبود معانی