شکل جمع:
manifestationsنشانه، نمود، جلوه، بروز
A disease cannot always be identified by its clinical manifestations.
بیماری را نمیشود همیشه از روی نشانههای بالینی آن شناسایی کرد.
Those riots were clear manifestations of the people's dissatisfaction with the government.
آن شورش ها نمایانگر آشکار نارضایی مردم از دولت بود.
All public manifestations have been banned.
هرگونه تظاهرات عمومی ممنوع اعلام شدهاست.
ظهور، بروز، جلوه، نمود
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The tension between the two groups had no outward manifestation until the negotiations collapsed.
تنش میان دو گروه تا پیشاز فروپاشی مذاکرات هیچ نمود بیرونی نداشت.
In many traditions, compassion is seen as the earthly manifestation of spiritual values.
در بسیاری از سنتها، شفقت بهعنوان جلوهی زمینی ارزشهای معنوی در نظر گرفته میشود.
ظهور، تجلی (روح)
During the séance, participants believed they witnessed a physical manifestation of the spirit.
در جریان جلسهی احضار روح، شرکتکنندگان باور داشتند شاهد ظهور فیزیکی روح بودهاند.
That prophet claimed to be a new manifestation of the divine spirit.
آن پیامبر ادعا میکرد که تجلی نوینی از روح الهی است.
سلامت روان مانیفستیشن (تجلی خواستهها از طریق تصویرسازی ذهنی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
manifestation may encourage unrealistic expectations if it is not combined with real effort.
اگر مانیفستیشن با تلاش واقعی همراه نشود، ممکن است به ایجاد انتظارهای غیرواقعبینانه منجر شود.
Many self-help coaches teach manifestation as a method for attracting success and confidence.
بسیاری از مربیان رشد فردی، مانیفستیشن را بهعنوان روشی برای جذب موفقیت و اعتمادبهنفس آموزش میدهند.
شکل جمع manifestation در زبان انگلیسی manifestations است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «manifestation» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/manifestation