آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ شهریور ۱۴۰۴

    Needless

    ˈniːdləs ˈniːdləs

    معنی needless

    adjective C2

    بی‌نیاز

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد needless

    1. adjective unnecessary, groundless
      Synonyms:
      inessential nonessential unrequired undesired unwanted useless dispensable excessive pointless redundant superfluous uncalled-for expendable gratuitous causeless groundless
      Antonyms:
      necessary needed grounded

    Collocations

    needless to say

    نیاز به گفتن نیست (که)

    Idioms

    needless to say

    نیاز به گفتن نیست (که)

    لغات هم‌خانواده needless

    noun
    need, needs
    adjective
    needless, needy
    verb - intransitive
    need
    adverb
    needlessly

    سوال‌های رایج needless

    معنی needless به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Needless» در زبان فارسی به «بی‌نیاز» یا «غیرضروری» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «Needless» برای اشاره به چیزی به کار می‌رود که ضرورتی ندارد یا بدون آن می‌توان به همان هدف رسید. این کلمه معمولاً برای توصیف اعمال، تصمیمات، وسایل یا موقعیت‌هایی به کار می‌رود که اضافه و غیرضروری هستند و وجود آن‌ها به‌طور واقعی کمکی نمی‌کند. «Needless» بار معنایی منفی یا هشداردهنده دارد و گوینده معمولاً با آن می‌خواهد نشان دهد که از وقت، انرژی یا منابع به شکل بی‌مورد استفاده شده است.

    در زندگی روزمره، بسیاری از رفتارها و انتخاب‌ها ممکن است «needless» باشند، مانند نگرانی‌های بی‌مورد یا خرید کالاهایی که استفاده‌ای ندارند. تشخیص این موارد می‌تواند به صرفه‌جویی در زمان و انرژی کمک کند و تمرکز فرد را بر امور مهم‌تر و ضروری‌تر معطوف سازد. به همین دلیل، توجه به بی‌نیاز بودن برخی از فعالیت‌ها، بخشی از مدیریت هوشمندانه‌ی زندگی شخصی و حرفه‌ای محسوب می‌شود.

    در متون ادبی و نگارشی، «needless» گاهی برای تأکید بر ناپایداری یا بیهوده بودن شرایط به کار می‌رود. نویسندگان و شاعران با استفاده از این کلمه، حس ناچاری یا بی‌ثمر بودن تلاش‌ها و احساسات را به خواننده منتقل می‌کنند. این کاربرد باعث می‌شود که کلمه نه تنها معنای عملی، بلکه بار احساسی و فلسفی نیز داشته باشد.

    همچنین، «needless» در مکالمات روزمره به شکل عباراتی مانند «needless to say» دیده می‌شود که به معنای «لازم به گفتن نیست» است. این عبارت نشان می‌دهد که مطلبی به حدی واضح یا بدیهی است که نیاز به توضیح بیشتر ندارد، و در عین حال نوعی تأکید محترمانه و جمع‌بندی منطقی ارائه می‌دهد.

    مفهوم «needless» به ما یادآوری می‌کند که بسیاری از چیزهایی که در زندگی با آن‌ها سروکار داریم، ضرورت واقعی ندارند و توجه و انرژی ما باید صرف مواردی شود که ارزش افزوده واقعی دارند. این واژه، به نوعی، دعوتی است به تفکر دقیق‌تر درباره‌ی ضرورت‌ها و انتخاب‌های ما در زندگی روزمره و حرفه‌ای.

    ارجاع به لغت needless

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «needless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/needless

    لغات نزدیک needless

    • - needlefish
    • - needlepoint
    • - needless
    • - needless to say
    • - needlessly
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.