به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Forum

ˈfɔːrəm ˈfɔːrəm
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    forums

توضیحات

همچنین می‌توان از شکل جمع fora به‌ جای forums استفاده کرد.

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • countable B2
    (روم باستان) میدان، بازار، محل اجتماع عموم، دادگاه، محکمه، دیوانخانه
    • - the role of the parliament as a forum for the exchange of ideas
    • - نقش پارلمان به‌عنوان محلی برای تبادل نظر
    • - This journal is the opposition's only forum.
    • - این نشریه یگانه وسیله‌ی ابراز عقیده‌ی مخالفین است.
  • noun countable
    محل تبادل نظر
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد forum

  1. noun meeting
    Synonyms: assembly, colloquium, conclave, conference, congregation, congress, convention, convocation, council, gathering, get-together, rally, seminar, symposium
  2. noun setting
    Synonyms: agency, apparatus, avenue, backdrop, channel, framework, means, mechanism, medium, meeting place, place, scene, stage, vehicle, venue

Collocations

  • the forum

    فوروم (ورزشگاه و کنکاشگاه بزرگ و باستانی شهر روم)

ارجاع به لغت forum

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «forum» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/forum

لغات نزدیک forum

پیشنهاد بهبود معانی