آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۴۰۲

      Lodging

      ˈlɑːdʒɪŋ ˈlɒdʒɪŋ

      معنی lodging | جمله با lodging

      noun uncountable

      جا، محل اقامت، اقامتگاه، مسکن، منزل، خانه (موقت)

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The camper set up his tent in a secluded area, finding lodging amidst nature.

      کمپر چادرش را در منطقه‌ای دورافتاده برپا کرد و در میان طبیعت جا پیدا کرد.

      I need to find suitable lodging before I move to the new city.

      باید قبل از نقل‌مکان به شهر جدید، اقامتگاه مناسبی را پیدا کنم.

      noun

      سفر (معمولاً به‌‌صورت جمع) اتاق اجاره‌ای (در خانه‌ی شخص دیگر)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The lodgings in their house were spacious and comfortable.

      اتاق اجاره‌ای خانه‌ی آن‌ها جادار و راحت بود.

      We found comfortable lodging in the countryside.

      اتاق اجاره‌ای راحتی در حومه‌ی شهر پیدا کردیم.

      noun

      گیاه‌شناسی خوابیدگی (خم شدن و خوابیدن اندام‌های گیاهی براثر شرایط خاک یا آسیب‌دیدگی ریشه یا ویژگی‌های ژن‌شناختی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      Factors such as rain, wind, and topography contributed to the lodging of the crops.

      عواملی مانند باران، باد و توپوگرافی در خوابیدگی محصولات نقش داشتند.

      The inadequate standing power of the crop led to lodging.

      قدرت ایستادگی ناکافی این محصول منجر به بروز خوابیدگی شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lodging

      1. noun accommodation for rent
        Synonyms:
        home place residence quarters room apartment dwelling abode habitation shelter cover protection harbor port address hotel inn motel hostel lodge rooming house boarding house bed and breakfast room and board dorm camp lodgment pied-à-terre chambers castle palace resort

      ارجاع به لغت lodging

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lodging» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lodging

      لغات نزدیک lodging

      • - lodgepole (pine)
      • - lodger
      • - lodging
      • - lodging house
      • - lodgment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare kiss cam overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.