آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ خرداد ۱۴۰۳

      Simmer

      ˈsɪmər ˈsɪmə

      گذشته‌ی ساده:

      simmered

      شکل سوم:

      simmered

      سوم‌شخص مفرد:

      simmers

      وجه وصفی حال:

      simmering

      معنی simmer | جمله با simmer

      verb - intransitive verb - transitive

      غذا و آشپزی آهسته جوشیدن، ملایم جوشیدن، یواش‌یواش جوشیدن، با آتش ملایم پختن، آرام‌پز کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      The soup began to simmer on the stove.

      سوپ روی اجاق گاز شروع به آهسته جوشیدن کرد.

      Let the soup simmer for a few minutes.

      بگذار سوپ چند دقیقه ملایم بجوشد.

      verb - intransitive

      مجازی به جوش آمدن، در شرف غلیان بودن (خشم یا نارضایتی یا انقلاب و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The country was simmering with discontent.

      نارضایتی در کشور در شرف غلیان بود.

      Sarah could feel her anger simmering.

      سارا می‌توانست خشم در حال به جوش آمدنش را حس کند.

      noun singular

      آرام‌پز، سوزن‌جوش

      As I stirred the sauce, I noticed it had reached a simmer.

      وقتی سس را هم زدم، متوجه شدم که آرام‌پز شده است.

      I turned down the heat to a simmer to prevent the pasta from overcooking.

      برای اینکه پاستا زیاد نپزه، حرارت رو کم کردم تا سوزن‌جوش بشه.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد simmer

      1. verb boil, smolder
        Synonyms:
        be angry burn rage fume bubble stew warm be agitated be tense be uptight churn stir seethe fret cook effervesce ferment fizz smart sparkle parboil fricassee
        Antonyms:
        freeze

      Phrasal verbs

      simmer down

      1- (با جوشاندن ملایم) تغلیظ کردن 2- (خشم یا هیجان و غیره) فرونشستن، ملایم شدن

      سوال‌های رایج simmer

      گذشته‌ی ساده simmer چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده simmer در زبان انگلیسی simmered است.

      شکل سوم simmer چی میشه؟

      شکل سوم simmer در زبان انگلیسی simmered است.

      وجه وصفی حال simmer چی میشه؟

      وجه وصفی حال simmer در زبان انگلیسی simmering است.

      سوم‌شخص مفرد simmer چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد simmer در زبان انگلیسی simmers است.

      ارجاع به لغت simmer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «simmer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/simmer

      لغات نزدیک simmer

      • - similitude
      • - simmental
      • - simmer
      • - simmer down
      • - simnel
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.