آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ خرداد ۱۴۰۳

    Simmer

    ˈsɪmər ˈsɪmə

    گذشته‌ی ساده:

    simmered

    شکل سوم:

    simmered

    سوم‌شخص مفرد:

    simmers

    وجه وصفی حال:

    simmering

    معنی simmer | جمله با simmer

    verb - intransitive verb - transitive

    غذا و آشپزی آهسته جوشیدن، ملایم جوشیدن، یواش‌یواش جوشیدن، با آتش ملایم پختن، آرام‌پز کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

    مشاهده

    The soup began to simmer on the stove.

    سوپ روی اجاق گاز شروع به آهسته جوشیدن کرد.

    Let the soup simmer for a few minutes.

    بگذار سوپ چند دقیقه ملایم بجوشد.

    verb - intransitive

    مجازی به جوش آمدن، در شرف غلیان بودن (خشم یا نارضایتی یا انقلاب و غیره)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The country was simmering with discontent.

    نارضایتی در کشور در شرف غلیان بود.

    Sarah could feel her anger simmering.

    سارا می‌توانست خشم در حال به جوش آمدنش را حس کند.

    noun singular

    آرام‌پز، سوزن‌جوش

    As I stirred the sauce, I noticed it had reached a simmer.

    وقتی سس را هم زدم، متوجه شدم که آرام‌پز شده است.

    I turned down the heat to a simmer to prevent the pasta from overcooking.

    برای اینکه پاستا زیاد نپزه، حرارت رو کم کردم تا سوزن‌جوش بشه.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد simmer

    1. verb boil, smolder
      Synonyms:
      be angry burn rage fume bubble stew warm be agitated be tense be uptight churn stir seethe fret cook effervesce ferment fizz smart sparkle parboil fricassee
      Antonyms:
      freeze

    Phrasal verbs

    simmer down

    1- (با جوشاندن ملایم) تغلیظ کردن 2- (خشم یا هیجان و غیره) فرونشستن، ملایم شدن

    سوال‌های رایج simmer

    گذشته‌ی ساده simmer چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده simmer در زبان انگلیسی simmered است.

    شکل سوم simmer چی میشه؟

    شکل سوم simmer در زبان انگلیسی simmered است.

    وجه وصفی حال simmer چی میشه؟

    وجه وصفی حال simmer در زبان انگلیسی simmering است.

    سوم‌شخص مفرد simmer چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد simmer در زبان انگلیسی simmers است.

    ارجاع به لغت simmer

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «simmer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/simmer

    لغات نزدیک simmer

    • - similitude
    • - simmental
    • - simmer
    • - simmer down
    • - simnel
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.