آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ آذر ۱۳۹۹

      Too

      tuː tuː tuː

      معنی too | جمله با too

      adverb A1

      زیاد، بیش‌ از حد لزوم، به‌ حد افراط، همچنین، هم، به‌ علاوه، نیز

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      me too

      من هم همین‌طور

      It may cause illness too.

      ممکن است منجر به بیماری نیز بشود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He learned Arabic well, and quickly too.

      عربی را خوب آموخت و همچنین با سرعت.

      I will die too.

      من هم خواهم مرد.

      This too will pass.

      این نیز بگذرد.

      She can dance and sing too.

      او می‌تواند برقصد و آواز هم بخواند.

      The water is too cold for swimming.

      آب برای شناکردن خیلی سرد است.

      The weather is too hot today.

      امروز هوا زیادی گرم است.

      Too much speed causes accidents.

      سرعت بیش از حد موجب تصادف می‌شود.

      Don't talk too loudly, the baby will wake up.

      خیلی بلند حرف نزن؛ بچه بیدار می‌شود.

      Parviz drank too much.

      پرویز زیادی مشروب خورد.

      Thanks for all your help, you've been too kind to me.

      از کمک‌های شما سپاس‌گزارم، شما خیلی به من مهربانی کرده‌اید.

      I am not feeling too well today.

      امروز حالم زیاد خوب نیست.

      She won't be too happy to see you.

      از دیدن تو زیاد خوشحال نخواهد شد.

      I remember it all too well.

      به‌خوبی آن را به‌دلیل دارم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد too

      1. adverb also
        Synonyms:
        as well moreover in addition furthermore besides more additionally likewise further to boot along into the bargain withal
      1. adverb excessively
        Synonyms:
        very extremely greatly highly overly unduly awfully remarkably exceptionally notably strikingly immensely inordinately unreasonably exorbitantly immoderately overmuch beyond ever in excess over over and above unconscionably
        Antonyms:
        little

      Collocations

      too little

      (مقدار) بسیار کم، خیلی کم

      too much

      (مقدار) بسیار زیاد، خیلی زیاد، زیادی

      Idioms

      all too

      بسیار، خیلی

      too many cooks spoil the broth

      ماما که دو تا شد سر بچه کج درمی‌آید، آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک

      آشپز که دو تا شد آش شور می‌شود

      ارجاع به لغت too

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «too» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/too

      لغات نزدیک too

      • - tony
      • - tonya
      • - too
      • - too bad
      • - too big for one's breeches
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.