آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Troubling

      ˈtrʌblɪŋ ˈtrʌblɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      troubled

      شکل سوم:

      troubled

      سوم‌شخص مفرد:

      troubles

      صفت تفضیلی:

      more troubling

      صفت عالی:

      most troubling

      معنی troubling | جمله با troubling

      adjective

      نگران‌کننده، دلهره‌آور، استرس‌زا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      troubling questions

      پرسش‌های نگران‌کننده

      a troubling news report

      گزارش خبری دلهره‌آور

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد troubling

      1. verb to cause inconvenience or discomfort to
        Synonyms:
        bothering annoying irritating discomforting disquieting distracting perturbing inconveniencing disconcerting incommoding disobliging disordering unhinging discommoding carking
        Antonyms:
        helping aiding assisting
      1. verb take the trouble to do something; concern oneself
        Synonyms:
        bothering tormenting haunting obsessing
      1. verb move deeply
        Synonyms:
        bothering disturbing worrying upsetting annoying agitating vexing affecting concerning angering paining harming ailing trying stirring messing mattering caring burdening harassing plaguing tormenting perturbing aggrieving inconveniencing discomforting disordering interfering irking fretting fussing laboring impairing unsettling perplexing heeding dithering scraping spotting sorrowing plighting pickling pestering incommoding discommoding carking
      1. adjective causing distress or worry or anxiety
        Synonyms:
        worrying distressing disturbing worrisome perturbing distressful

      لغات هم‌خانواده troubling

      noun
      trouble
      adjective
      troubled, troublesome, troubling
      verb - transitive
      trouble

      سوال‌های رایج troubling

      گذشته‌ی ساده troubling چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده troubling در زبان انگلیسی troubled است.

      شکل سوم troubling چی میشه؟

      شکل سوم troubling در زبان انگلیسی troubled است.

      سوم‌شخص مفرد troubling چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد troubling در زبان انگلیسی troubles است.

      صفت تفضیلی troubling چی میشه؟

      صفت تفضیلی troubling در زبان انگلیسی more troubling است.

      صفت عالی troubling چی میشه؟

      صفت عالی troubling در زبان انگلیسی most troubling است.

      ارجاع به لغت troubling

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «troubling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/troubling

      لغات نزدیک troubling

      • - troubleshooter
      • - troublesome
      • - troubling
      • - troublous
      • - trough
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.