آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Dug

      dʌɡ dʌɡ

      گذشته‌ی ساده:

      dug

      شکل سوم:

      dug

      سوم‌شخص مفرد:

      digs

      وجه وصفی حال:

      digging

      معنی dug | جمله با dug

      گذشته‌ی ساده و شکل سوم فعل dig

      The man dug a hole two feet deep.

      مرد حفره‌ای به عمق دو فوت [۶۰/۹۶ سانتی‌متر] کند.

      The dog dug a hole in the garden searching for buried treasure.

      او حفره‌ای در باغ حفر کرد و به دنبال گنج مدفون گشت.

      noun countable

      جانورشناسی پستان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The cow's dugs were like two full, pendulous sacks.

      پستان‌های گاو، مانند دو کیسه‌ی پر و آویزان بودند.

      The udder of a cow can hold several gallons of milk at a time.

      پستان گاو می‌تواند چندین گالن شیر را در یک زمان در خود نگه دارد.

      noun countable

      ممه (زن)

      He loves to suck her dugs.

      دوست داره ممه‌هاش رو بمکه.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dug

      1. verb to like
        Synonyms:
        loved liked enjoyed relished savored
        Antonyms:
        disliked
      1. verb get the meaning of something
        Synonyms:
        understood got grasped comprehended recognized followed saw apprehended sensed fathomed caught accepted took conceived read compassed twigged kent
        Antonyms:
        misunderstood
      1. verb remove the inner part or the core of
        Synonyms:
        cleaned excavated deepened bored drilled scooped shovelled gouged delved channelled undermined mucked spaded tilled depressed grubbed forked elevated
        Antonyms:
        filled buried embedded
      1. verb poke or thrust abruptly
        Synonyms:
        poked jabbed nudged prodded jogged stabbed
      1. verb to cause to penetrate with force
        Synonyms:
        thrust drove rammed run plunged stuck stabbed sunk
      1. verb work hard
        Synonyms:
        labored toiled worked delved investigated probed explored uncovered unearthed discovered understood grasped got excavated disinterred exhumed rooted sifted tilled ground shovelled spaded scooped removed emptied extricated produced liked enjoyed thrust plunged poked jabbed holed punched nudged cracked taunted insulted gibed
        Antonyms:
        filled
      1. verb to find by investigation.
        Synonyms:
        uncovered unearthed
      1. verb to go into or through for the purpose of making discoveries or acquiring information
        Synonyms:
        explored investigated inquired probed delved scouted reconnoitered

      سوال‌های رایج dug

      گذشته‌ی ساده dug چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dug در زبان انگلیسی dug است.

      شکل سوم dug چی میشه؟

      شکل سوم dug در زبان انگلیسی dug است.

      وجه وصفی حال dug چی میشه؟

      وجه وصفی حال dug در زبان انگلیسی digging است.

      سوم‌شخص مفرد dug چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dug در زبان انگلیسی digs است.

      ارجاع به لغت dug

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dug» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dug

      لغات نزدیک dug

      • - duffre
      • - dufy
      • - dug
      • - dugong
      • - dugout
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.