آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مهر ۱۴۰۴

    Listen

    ˈlɪsn ˈlɪsn

    گذشته‌ی ساده:

    listened

    شکل سوم:

    listened

    سوم‌شخص مفرد:

    listens

    وجه وصفی حال:

    listening

    معنی listen | جمله با listen

    verb - intransitive A1

    گوش دادن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    Listen to your father's advice!

    پند پدرت را گوش کن!

    I listen to the radio every night.

    هر شب به رادیو گوش می‌دهم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    I listened but couldn't hear him well.

    گوش دادم؛ ولی نتوانستم صدای او را خوب بشنوم.

    I warned them but they wouldn't listen.

    به آن‌ها اخطار کردم؛ ولی گوششان بدهکار نبود.

    When they broadcast the news, I listen in.

    وقتی که خبرها را پخش می‌کنند، من گوش می‌دهم.

    noun singular informal A1

    عمل گوش دادن، شنیدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Give this recording a quick listen and tell me what you think.

    سریع به این ضبط گوش بده و بگو نظرت چیست.

    This podcast is worth a listen if you enjoy true crime stories.

    اگر از داستان‌های جنایی واقعی لذت می‌بری، این پادکست ارزش گوش دادن دارد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    have a listen (to something)

    (چیزی را) گوش کردن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد listen

    1. verb hear and pay attention
      Synonyms:
      hear attend mind catch get accept observe obey welcome concentrate monitor entertain admit adopt audit hark receive eavesdrop overhear lend an ear be all ears tune in give attention take notice give heed to take advice hear out hearken be attentive pick up on tune in on hang on words auscult auscultate hear tell prick up ears give an audience to take into consideration get a load of take under advisement
      Antonyms:
      talk speak

    Phrasal verbs

    listen in

    استراق‌سمع کردن، فالگوش ایستادن، پنهانی گوش کردن، دزدکی گوش دادن

    listen out (for something)

    با دقت گوش فرا دادن، گوش به زنگ بودن

    سوال‌های رایج listen

    گذشته‌ی ساده listen چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده listen در زبان انگلیسی listened است.

    شکل سوم listen چی میشه؟

    شکل سوم listen در زبان انگلیسی listened است.

    شکل جمع listen چی میشه؟

    شکل جمع listen در زبان انگلیسی listens است.

    وجه وصفی حال listen چی میشه؟

    وجه وصفی حال listen در زبان انگلیسی listening است.

    سوم‌شخص مفرد listen چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد listen در زبان انگلیسی listens است.

    ارجاع به لغت listen

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «listen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/listen

    لغات نزدیک listen

    • - listed building
    • - listel
    • - listen
    • - listen carefully
    • - listen in
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.