آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ فروردین ۱۴۰۴

      Mince

      mɪns mɪns

      گذشته‌ی ساده:

      minced

      شکل سوم:

      minced

      سوم‌شخص مفرد:

      minces

      وجه وصفی حال:

      mincing

      شکل جمع:

      minces

      توضیحات:

      در معنای اول در انگلیسی آمریکایی به‌جای mince از ground beef استفاده می‌شود.

      معنی mince | جمله با mince

      noun uncountable

      انگلیسی بریتانیایی غذا و آشپزی گوشت چرخ‌کرده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      She added herbs and spices to the mince.

      او سبزیجات معطر و ادویه به گوشت چرخ‌کرده اضافه کرد.

      He shaped the mince into meatballs.

      او گوشت چرخ‌کرده را به شکل کوفته درآورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The price of mince has increased recently.

      قیمت گوشت چرخ‌کرده اخیراً افزایش یافته است.

      verb - intransitive

      خرامیدن، با ناز راه رفتن، با ادا راه رفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      A small dapper lady minced along the sidewalk.

      زن ریزه و خوش‌لباسی در امتداد پیاده‌رو با ادا راه می‎رفت.

      She minced toward the table, making sure everyone noticed her new dress.

      او به سمت میز خرامید تا مطمئن شود همه لباس جدیدش را می‌بینند.

      verb - transitive

      ریزریز کردن، قیمه کردن، خردکردن، ساطور کاری کردن، به تکه‌های کوچک تقسیم کردن

      She used a food processor to mince the vegetables quickly.

      او از غذاساز برای خرد کردن سریع سبزیجات استفاده کرد.

      He prefers to mince his own meat rather than buy it pre-ground.

      او ترجیح می‌دهد گوشت را خودش ریزریز کند تا اینکه آن را ازقبل چرخ‌کرده بخرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The director minced up the play.

      کارگردان نمایشنامه را چند تکه کرد.

      to mince ham

      گوشت خوک را خرد کردن

      finely minced vegetables

      سبزیجات (کاملاً) خرد‌کرده

      verb - transitive

      تلویحاً گفتن، باملاحظه گفتن، لفظ‌قلم صحبت کردن، ملایم حرف زدن

      The professor minced his criticism to avoid discouraging the students.

      استاد انتقاد خود را باملاحظه بیان کرد تا دانشجویان را دل‌سرد نکند.

      I am not going to mince words with him.

      با او رک و بی‌رو‌در‌وایسی صحبت خواهم کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He thought Ahmad was wrong and did not mince matters in telling him so.

      او فکر می‌کرد که احمد اشتباه می‌کند و (این مطلب را) صریحاً به او گفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mince

      1. verb chop up
        Synonyms:
        cut divide chop hack dice grind hash chip whack
      1. verb pose, put on airs
        Synonyms:
        posture strut prance sashay attitudinize flounce
      1. verb euphemize, hold back in communication
        Synonyms:
        soften moderate weaken lessen diminish minimize alleviate extenuate tone down palliate decrease spare
        Antonyms:
        reveal tell all

      Idioms

      mince matters

      پرده‌پوشی کردن، رودربایستی کردن، صریحاً اظهار نکردن

      mince no words

      رک‌گفتن، پرده‌پوشی نکردن، صریحاً اظهار‌کردن

      not mince matters

      پرده‌پوشی نکردن، رک‌بودن

      سوال‌های رایج mince

      گذشته‌ی ساده mince چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده mince در زبان انگلیسی minced است.

      شکل سوم mince چی میشه؟

      شکل سوم mince در زبان انگلیسی minced است.

      شکل جمع mince چی میشه؟

      شکل جمع mince در زبان انگلیسی minces است.

      وجه وصفی حال mince چی میشه؟

      وجه وصفی حال mince در زبان انگلیسی mincing است.

      سوم‌شخص مفرد mince چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد mince در زبان انگلیسی minces است.

      ارجاع به لغت mince

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mince» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mince

      لغات نزدیک mince

      • - minatory
      • - minaudiere
      • - mince
      • - mince matters
      • - mince no words
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.