امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Disappointed

ˌdɪsəˈpɔɪntɪd ˌdɪsəˈpɔɪntɪd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم‌شخص مفرد:

    disappoints
  • وجه وصفی حال:

    disappointing

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective B1
ناامید، ناکام، مأیوس

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- Dad was more disappointed than angry.
- پدر بیشتر مأیوس بود تا عصبانی.
- He was disappointed of his purpose.
- او از هدفش ناامید شد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد disappointed

  1. adjective let down, saddened
    Synonyms:
    unhappy disappointed sad discouraged depressed downcast downhearted frustrated discontented dissatisfied disgruntled disillusioned distressed upset defeated hopeless complaining objecting crestfallen aghast disconcerted beaten taken down down in the dumps chapfallen balked foiled let down vanquished shot down thwarted worsted
    Antonyms:
    happy satisfied pleased delighted excited

لغات هم‌خانواده disappointed

ارجاع به لغت disappointed

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disappointed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/disappointed

لغات نزدیک disappointed

پیشنهاد بهبود معانی