آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۲

    Sank

    sæŋk sæŋk

    مصدر:

    sink

    شکل سوم:

    sunk

    سوم‌شخص مفرد:

    sinks

    وجه وصفی حال:

    sinking

    معنی sank

    adverb

    (زمان ماضی فعل sink ) غرق شد، فرو رفت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sank

    1. verb to cause to penetrate with force
      Synonyms:
      thrust drove rammed run plunged stuck stabbed dug
    1. verb to weaken
      Synonyms:
      weakened declined deteriorated faded failed degenerated wasted waned flagged languished
    1. verb fall or sink heavily
      Synonyms:
      destroyed ruined smashed demolished wrecked finished slumped degenerated spoilt rotted bankrupted undid totalled wracked torpedoed
      Antonyms:
      improved recovered increased strengthened rose
    1. verb pass into a specified state or condition
      Synonyms:
      fell dropped passed declined decreased diminished failed deteriorated degraded ruined destroyed subsided ebbed waned lapsed sagged slumped sloped stooped descended dipped dove plunged tumbled skidded immersed submerged drenched drained engulfed overwhelmed swamped buried lowered humbled debased merged thrust plummeted capsized foundered bogged scuttled torpedoed
      Antonyms:
      raised floated braved fought
    1. verb to undergo moral deterioration
      Synonyms:
      fell slipped
    1. verb fall or descend to a lower place or level
      Synonyms:
      dropped diminished lessened subsided wained settled
      Antonyms:
      increased grew rose
    1. verb to bring oneself down to a lower level of behavior
      Synonyms:
      lowered descended stooped
    1. verb appear to move downward
      Synonyms:
      fell dropped descended declined dipped subsided slumped drooped settled pitched regressed immersed
      Antonyms:
      rose ascended floated
    1. verb to incline
      Synonyms:
      tilted slanted submerged submersed listed foundered
    1. verb to become lower in quality, character, or condition
      Synonyms:
      worsened declined deteriorated degenerated descended retrograded atrophied
    1. verb to go from a more erect posture to a less erect posture
      Synonyms:
      dropped fell slumped

    سوال‌های رایج sank

    شکل سوم sank چی میشه؟

    شکل سوم sank در زبان انگلیسی sunk است.

    وجه وصفی حال sank چی میشه؟

    وجه وصفی حال sank در زبان انگلیسی sinking است.

    سوم‌شخص مفرد sank چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد sank در زبان انگلیسی sinks است.

    ارجاع به لغت sank

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «sank» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sank

    لغات نزدیک sank

    • - sanitorium
    • - sanity
    • - sank
    • - sanka
    • - sannup
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    about to abroach abut grow up accept an offer act as a referee laptop act up à la carte actuary hallway character assassination lemma adversity administer تلفظ کردن تمیز و مرتب تن صدا تنه درخت تهدید تهدید کردن تهمت زدن توجه به شرطی که به‌صورت به‌طوری که به طور کامل به مدت یک سال به ندرت به وسیله
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.