آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ تیر ۱۳۹۹

      Yet

      jet jet

      معنی yet | جمله با yet

      adverb A2

      علاوه بر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      I can give yet another reason.

      می‌توانم یک دلیل دیگر هم بیاورم.

      adverb

      حتی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He was yet more kind.

      او حتی مهربان‌تر هم بود.

      at a yet faster speed

      با سرعتی حتی بیشتر

      adverb

      هنوز، تاکنون، تاحال، هنوز هم

      They haven't gone yet.

      هنوز نرفته‌اند.

      I have not met him yet.

      تا به‌حال او را ملاقات نکرده‌ام.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      haven't you finished this book yet!

      هنوز این کتاب را تمام نکرده‌ای!

      We can't leave just yet.

      فعلاً نمی‌توانیم عزیمت کنیم.

      We could hear their voices yet.

      هنوز هم می‌توانستیم صدای آن‌ها را بشنویم.

      We have yet to win.

      هنوز برنده نشده‌ایم.

      It has yet to rain.

      هنوز باران نیامده است.

      adverb

      بالاخره، دیر یا زود

      He will take his revenge yet.

      بالأخره انتقام خود را خواهد گرفت.

      They will be defeated yet.

      دیر یا زود شکست خواهند خورد.

      adverb

      اما، با این وجود

      There's yet a chance for peace.

      با این وجود امکان صلح وجود دارد.

      That hotel is clean yet economical.

      آن هتل تمیز و با این حال ارزان است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I am comfortable yet lonely.

      من راحتم، ولی احساس تنهایی می‌کنم.

      conjunction

      ولی، درعین‌حال، اما

      It feels like summer, yet according to the calendar we're still in early spring.

      هوا مثل تابستان است اما با این وجود طبق تقویم هنوز در اوایل بهار هستیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد yet

      1. adverb up until now
        Synonyms:
        still so far till until now up to now as yet earlier thus far hitherto prior to
      1. adverb in spite of
        Synonyms:
        still however though but nevertheless nonetheless despite even though notwithstanding on the other hand at any rate after all howbeit withal still and all
      1. adverb in addition
        Synonyms:
        also too besides moreover furthermore further still as well more likewise additionally to boot along over and above
      1. adverb in the future
        Synonyms:
        eventually ultimately someday sometime sooner or later in due course in the course of time after a while finally still even beyond this at some future time

      Idioms

      have yet to (do something)

      هنوز نه، تابه‌حال نشده

      yet again

      باز هم، یک بار دیگر

      ارجاع به لغت yet

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «yet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/yet

      لغات نزدیک yet

      • - yesteryear
      • - yestreen
      • - yet
      • - yet again
      • - yeti
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.