سریع، بیوقفه، بیامان، چارهناپذیر، اجتنابناپذیر، تغییرناپذیر، رامنشدنی، سخت
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
The inexorable march of time means we all grow older, whether we like it or not.
پیشروی بیامان زمان به این معناست که همهی ما پیر میشویم، چه بخواهیم و چه نخواهیم.
The inexorable rise of artificial intelligence in various sectors is transforming labor markets, demanding new skill sets from the workforce.
پیشرفت بیوقفهی هوش مصنوعی در بخشهای مختلف، بازارهای کار را متحول میکند و مجموعهای از مهارتهای جدید را از نیروی کار میطلبد.
The inexorable decline of traditional industries in developed nations necessitates a strategic shift towards service-based economies to maintain economic stability.
کاهش اجتنابناپذیر صنایع سنتی در کشورهای توسعهیافته، مستلزم تغییر استراتژیک به سمت اقتصادهای مبتنیبر خدمات برای حفظ ثبات اقتصادی است.
inexorable fate
سرنوشت تغییرناپذیر
سخت، رامنشدنی، یکدنده، تسلیمناپذیر، بیرحم، بیمروت، بیشفقت (شخص)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The inexorable nature of certain political leaders can often lead to prolonged societal unrest and an inability to compromise on critical issues, as history frequently demonstrates.
ذات بیشفقت برخی رهبران سیاسی اغلب میتواند به ناآرامیهای طولانیمدت اجتماعی و ناتوانی در سازش بر سر مسائل حیاتی منجر شود، همانطور که تاریخ بارها نشان میدهد.
Despite her pleas, the judge remained inexorable, handing down the maximum sentence.
علیرغم التماسهای او، قاضی یکدنده باقی ماند و حداکثر مجازات را صادر کرد.
an inexorable enemy
دشمن بیمروت
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inexorable» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inexorable