آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۵

      Intolerant

      ɪnˈtɑːlərnt ɪnˈtɒlərənt

      معنی intolerant | جمله با intolerant

      adjective C2

      متعصب، بی‌گذشت، زیربارنرو، کوته‌فکر، متعصبانه

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The manager was intolerant of mistakes and never forgave his team.

      مدیر نسبت به اشتباهات بی‌گذشت بود و هرگز تیمش را نمی‌بخشید.

      an intolerant regime that wanted to impose one belief on everyone else

      نظام متعصبانه که می‌خواست یک اعتقاد را بر همه تحمیل کند

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is intolerant of any opinion that differs from his own.

      او نسبت به هر نظری که با نظرش متفاوت است، متعصب است.

      The group's intolerant attitude made collaboration impossible.

      رویکرد متعصبانه‌ی آن گروه، همکاری را غیرممکن کرد.

      Parents who are intolerant of their children's interests can damage their self-esteem.

      والدینی که نسبت به علایق فرزندان‌شان بی‌گذشت‌اند، می‌توانند به عزت‌نفس آن‌ها آسیب بزنند.

      adjective B1

      ناسازگار، حساس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      She is lactose intolerant and can't drink regular milk.

      او به لاکتوز حساس است و نمی‌تواند شیر معمولی بنوشد.

      He's intolerant of spicy food; even a small amount upsets his stomach.

      او به غذای تند حساس است؛ حتی مقدار کم هم معده‌اش را به هم می‌ریزد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He discovered he was caffeine intolerant after feeling anxious every time he drank coffee.

      او هربار پس‌از اینکه قهوه می‌نوشید احساس اضطراب می‌کرد؛ (بنابراین) متوجه شد که (بدنش) به کافئین ناسازگار است.

      adjective

      بدون مقاومت، بدون تحمل

      This cactus is intolerant of frost and must be kept indoors during winter.

      این کاکتوس نسبت به سرما بدون تحمل است و باید در زمستان داخل خانه نگه داشته شود.

      Many tropical orchids are intolerant of low temperatures.

      بسیاری از ارکیده‌های گرمسیری نسبت به دماهای پایین بدون تحمل‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Honeybees are intolerant of prolonged cold and reduce activity when temperatures drop.

      زنبورهای عسل نسبت به سرمای طولانی‌مدت بدون مقاومت‌اند و با کاهش دما فعالیت‌شان کاهش می‌یابد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد intolerant

      1. adjective impatient, prejudiced
        Synonyms:
        biased unfair averse unsympathetic hateful irritable indignant antipathetic inflexible unwilling dictatorial narrow conservative dogmatic prejudiced racist xenophobic bigoted chauvinistic jaundiced waspish fractious contemptuous disdainful illiberal outraged unforbearing short-fuse small-minded snappy stuffy tilted unindulgent upset fanatical worked-up communist individualistic narrow-minded obdurate one-sided racialist uncharitable
        Antonyms:
        fair patient tolerant impartial unprejudiced

      Collocations

      intolerant of

      1- نابردبار نسبت به، متعصب نسبت به 2- آزیرمند به، دارای آلرژی به، ناشکیب به

      ارجاع به لغت intolerant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «intolerant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/intolerant

      لغات نزدیک intolerant

      • - intolerance
      • - intolerancy
      • - intolerant
      • - intolerant of
      • - intonate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rampant profuse prince consort pouch pottery politburo pessimist perseverant peace and quiet paprika pakistani ridge occupied gentrification flat white روغن بادام تلخ رمان ریخت سراسیمه نظر بارش رئیس‌جمهور زبان‌شناسی زرشک‌پلو زمین‌شناسی زنده‌به‌گور زهم زیربغل ژوئن سازی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.