شکل جمع:
medicationsپزشکی داروسازی دارو، دوا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
He relies on pills and other medication to control his blood pressure.
او برای کنترل فشارخونش به قرص و دارو متکی است.
Some patients forget to take their prescribed medication on time.
بعضی بیماران فراموش میکنند که داروی تجویزی خود را بهموقع مصرف کنند.
پزشکی دارودرمانی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The doctor prescribed a new medication for my infection.
دکتر یک دارودرمانی جدید برای عفونتم تجویز کرد.
Some medications can cause drowsiness.
برخی از دارودرمانیها میتوانند باعث خوابآلودگی شوند.
Discuss any side effects of the medication with your pharmacist.
هرگونه عوارض جانبی دارودرمانی را با داروساز خود مطرح کنید.
دوره درمان دارویی
شکل جمع medication در زبان انگلیسی medications است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «medication» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/medication