آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ بهمن ۱۴۰۳

      Massive

      ˈmæsɪv ˈmæsɪv

      صفت تفضیلی:

      more massive

      صفت عالی:

      most massive

      معنی massive | جمله با massive

      adjective B2

      بزرگ، عظیم، گنده، سترگ، غول‌آسا، غول‌پیکر، ستبر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      massive towers

      برج‌های عظیم

      massive rocks

      صخره‌های سترگ

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      massive statues

      مجسمه‌های غول‌آسا

      Rustam's massive shoulders

      شانه‌های ستبر رستم

      adjective

      زیاد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      the country's massive debts

      بدهی‌های زیاد کشور

      a massive dose of medicine

      مقدار بسیار زیاد دارو (که خورده شده)

      adjective

      (کانی‌شناسی) (نامنظم از نظر شکل و گاهی بلورین از نظر ساختمان درونی) نادیسه، فشرده، هم‌ساخت

      massive sandstones

      ماسه‌سنگ‌های نادیسه

      massive rock formations

      ریختارهای سنگی هم‌ساخت

      adjective

      سنگین، حجیم، فشرده

      We had to use a crane to lift the massive statue into place.

      مجبور شدیم از جرثقیل برای بلند کردن مجسمه‌ی سنگین در جای خود استفاده کنیم.

      The boulder was too massive for me to lift on my own.

      تخته‌سنگ خیلی سنگین بود که نمی‌توانستم به‌تنهایی بلندش کنم.

      adjective

      وسیع، گسترده، جامع

      One of the most massive programs ever submitted to the Congress.

      یکی از جامع‌ترین برنامه‌هایی که تاکنون به کنگره تقدیم شده است.

      massive retaliation

      حمله انتقامی در سطح گسترده، قصاص همگانی

      adjective

      شدید

      a massive heart attack

      حمله‌ی قلبی شدید

      The most massive odor I have ever known.

      شدیدترین بویی که تابه‌حال به مشامم رسیده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      massive hemorrhage

      خون‌ریزی شدید

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد massive

      1. adjective large
        Synonyms:
        big great huge vast immense enormous tremendous substantial grand heavy bulky solid weighty impressive mighty gigantic colossal mammoth towering monumental ponderous imposing extensive hefty hulking whopping walloping gross monster titanic gargantuan prodigious elephantine cumbersome cumbrous unwieldy stately cracking
        Antonyms:
        small little tiny miniature

      سوال‌های رایج massive

      صفت تفضیلی massive چی میشه؟

      صفت تفضیلی massive در زبان انگلیسی more massive است.

      صفت عالی massive چی میشه؟

      صفت عالی massive در زبان انگلیسی most massive است.

      ارجاع به لغت massive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «massive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/massive

      لغات نزدیک massive

      • - massif
      • - massinger
      • - massive
      • - massive heart attack
      • - massive hit
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.