آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۵ شهریور ۱۴۰۳

    Art

    ɑːrt ɑːt

    شکل جمع:

    arts

    معنی art | جمله با art

    noun adverb A2

    هنر، فن، صنعت، استعداد، استادی، نیرنگ

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    Ahmad doesn't know much about art.

    احمد درباره‌ی هنر چیزی نمی‌داند.

    contemporary arts

    هنرهای معاصر

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the art of making friends

    هنر دوست‌یابی

    the cobbler's art

    فن پینه‌دوزی

    the physician's art

    مهارت پزشک

    Oriental arts

    کارهای هنری شرقی

    an art collection

    مجموعه‌ی آثار هنری

    an art gallery

    تالار آثار هنری، نگارخانه

    He used all his art to disrupt the meeting.

    همه‌ی حیله‌گری خود را برای به هم زدن جلسه به کار گرفت.

    an art school

    آموزشگاه هنری، هنرکده

    an art colony

    محل زیست و گردهمایی هنرمندان، محله‌ی هنروران

    an art movie

    فیلم هنری

    an art theater

    تئاتر هنری

    Thou art my friend.

    تو دوست من هستی.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد art

    1. noun skill, creativity
      Synonyms:
      skill knowledge method craft expertise facility imagination creativity aptitude dexterity mastery knack craftsmanship trade profession adroitness ingenuity know-how artistry inventiveness virtuosity
      Antonyms:
      lack unskill
    1. noun cunning
      Synonyms:
      trickery slyness guile deceit craftiness artifice cunning wiliness artfulness canniness astuteness
    1. noun creation meant to communicate or appeal to senses or mind
      Synonyms:
      representation imitation description illustration design painting portrayal shaping modeling simulation symbolization abstraction sketching carving sculpting molding pictorialization
      Antonyms:
      science

    Collocations

    arts and crafts

    هنر(ها) و پیشه (ها)، پیشه و هنر

    هنر و کارهای دستی

    arts and sciences

    هنرها و علوم، علم و هنر

    the visual arts

    هنرهای تجسمی، هنرهای بصری (دیدوار)

    art director

    کارگردان هنری

    مدیر هنری

    Idioms

    art is long, life is short

    هنر ابدی است و زندگی فانی

    لغات هم‌خانواده art

    noun
    art, artist, artistry
    adjective
    artistic, arty
    adverb
    artistically

    سوال‌های رایج art

    شکل جمع art چی میشه؟

    شکل جمع art در زبان انگلیسی arts است.

    ارجاع به لغت art

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «art» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/art

    لغات نزدیک art

    • - arsonist
    • - arsphenamine
    • - art
    • - art deco
    • - art director
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.