با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Jewelry

ˈdʒuːəlri ˈdʒuːəlri
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    jewelries

توضیحات

حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی jewellery است.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable A2
    جواهر، جواهرات، گوهرآلات، زیورآلات
    • - I prefer good carpets to jewelry.
    • - من فرش خوب را به جواهرات ترجیح می‌دهم.
    • - This diamond ring is an expensive piece of jewelry.
    • - این انگشتر الماس جواهری گران‌قیمت است.
    • - a jewelry box
    • - جعبه‌ی جواهرات
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد jewelry

  1. noun precious stones, metals worn as decoration
    Synonyms: adornment, anklet, band, bangle, bauble, beads, bijou, bracelet, brass, brooch, cameo, chain, charm, choker, costume, cross, crown, diamonds, earring, finery, frippery, gem, glass, gold, ice, jewel, junk, knickknack, lavaliere, locket, necklace, ornament, pendant, pin, regalia, ring, rock, rosary, silver, solitaire, sparkler, stickpin, stone, tiara, tie pin, treasure, trinket

ارجاع به لغت jewelry

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «jewelry» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/jewelry

لغات نزدیک jewelry

پیشنهاد بهبود معانی