آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Null

      nʌl nʌl

      گذشته‌ی ساده:

      nulled

      شکل سوم:

      nulled

      سوم‌شخص مفرد:

      nulls

      وجه وصفی حال:

      nulling

      شکل جمع:

      nulls

      معنی null | جمله با null

      adjective

      ملغی، باطل، بی‌اثر، بی‌اعتبار، فسخ‌شده

      The company’s policy was found to be in violation of the law and thus null.

      سیاست شرکت ناقض قانون شناخته شد و بنابراین بی‌اثر بود.

      If a contract is signed under duress, it can be considered legally null.

      اگر قراردادی تحت فشار امضا شود، می‌توان آن را از نظر قانونی بی‌اعتبار دانست.

      adjective

      بی‌فایده، عبث، خنثی، بی‌ارزش، بی‌اثر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The theory lost support due to decades of null scientific evidence.

      آن نظریه به‌دلیل دهه‌ها شواهد علمی بی‌ارزش، حمایت خود را از دست داد.

      His arguments were null and had no impact on the decision.

      استدلال‌های او بی‌اثر بود و هیچ تأثیری بر تصمیم نداشت.

      adjective

      ریاضی تهی، صفر

      Any attempt to intersect disjoint sets results in a null set.

      هر تلاش برای اشتراک‌گیری از مجموعه‌های جدا از هم، به مجموعه‌ای تهی منجر می‌شود.

      In this equation, the result is a null vector with zero magnitude.

      در این معادله، نتیجه‌، برداری صفر با اندازه صفر است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      null set

      مجموعه‌ی خالی، مجموعه‌ی تهی

      null hypothesis

      فرضیه‌ی صفر

      noun countable

      مقدار تهی، صفر، هیچ

      He removed all nulls and zeros from the dataset for clarity.

      او تمام مقدارهای تهی و صفرها را برای وضوح بیشتر از مجموعه‌ی داده حذف کرد.

      Some columns were left blank, and the system recorded them as nulls.

      برخی ستون‌ها خالی رها شدند و سیستم آن‌ها را به‌عنوان مقادیر تهی ثبت کرد.

      verb - transitive

      خنثی کردن، بی‌اثر کردن، از بین بردن اثر

      They designed a system to detect and null signal interference.

      آن‌ها سیستمی طراحی کردند تا تداخل سیگنال را شناسایی و خنثی کند.

      The medicine helps null the side effects of the treatment.

      این دارو به از بین بردن تأثیرات جانبی درمان کمک می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The noise-cancelling headphones null external sounds.

      هدفون‌های حذف نویز، صداهای بیرونی را بی‌اثر می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد null

      1. adjective ineffectual, valueless
        Synonyms:
        useless bad ineffective worthless vain powerless invalid negative void unreal imaginary nonexistent nothing barren absent inefficacious inoperative unavailing characterless null and void unsanctioned
        Antonyms:
        valuable effective valid worthwhile worthy effectual
      1. adjective void
        Synonyms:
        invalid vain unsanctioned
      1. noun no thing; not anything
        Synonyms:
        nil nothing nix zero aught zilch invalidation nihility nullification nada nullity cipher cypher stultification goose-egg naught vitiation zip zippo
      1. adjective useless
        Synonyms:
        useless void worthless ineffective ineffectual valueless insignificant invalid nonexistent nothing nugatory barren nullify zero
      1. verb to cancel out or negate the impact of something
        Synonyms:
        abolish abrogate invalidate negate nullify rescind stultify

      Idioms

      null and void

      باطل و بی‌اثر، بی‌اثر، باطل، کأن‌لم‌یکن، بلااثر، فسخ

      سوال‌های رایج null

      گذشته‌ی ساده null چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده null در زبان انگلیسی nulled است.

      شکل سوم null چی میشه؟

      شکل سوم null در زبان انگلیسی nulled است.

      شکل جمع null چی میشه؟

      شکل جمع null در زبان انگلیسی nulls است.

      وجه وصفی حال null چی میشه؟

      وجه وصفی حال null در زبان انگلیسی nulling است.

      سوم‌شخص مفرد null چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد null در زبان انگلیسی nulls است.

      ارجاع به لغت null

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «null» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/null

      لغات نزدیک null

      • - nuisance tax
      • - nuke
      • - null
      • - null and void
      • - null character
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.