شکل جمع:
requirementsنیاز، الزام، نیازمندی، تقاضا، احتیاج، شرط، ایجاب، التزام، لازمه، مایحتاج
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Production is not sufficient to satisfy people's requirements for drugs.
تولید برای رفع نیاز مردم به دارو کافی نیست.
Meeting the requirement is my top priority.
برآورده کردن این شرط اولویت اصلی من است.
Students must fulfill the course requirement.
دانشجویان باید الزام دوره را برآورده کنند.
شکل جمع requirement در زبان انگلیسی requirements است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «requirement» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/requirement