آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ مهر ۱۴۰۵

      Slew

      sluː sluː

      گذشته‌ی ساده:

      slewed

      شکل سوم:

      slewed

      سوم‌شخص مفرد:

      slews

      وجه وصفی حال:

      slewing

      شکل جمع:

      slews

      معنی slew | جمله با slew

      noun singular countable B2

      مقدار زیاد، تعداد زیاد

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The detective had a slew of clues, but none seemed to lead to the culprit.

      کارآگاه مقدار زیادی سرنخ داشت، اما هیچ‌کدام به مجرم منتهی نمی‌شد.

      The research revealed a slew of factors contributing to the decline in biodiversity within urban ecosystems.

      این تحقیق مقدار زیادی از عوامل مؤثر بر کاهش تنوع زیستی در اکوسیستم‌های شهری را آشکار کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The new software update introduced a slew of features designed to enhance user productivity and collaboration.

      به‌روزرسانی نرم‌افزاری جدید تعداد زیادی از ویژگی‌ها را معرفی کرد که برای افزایش بهره‌وری و همکاری کاربر طراحی شده‌اند.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      چرخیدن، لغزیدن (به‌شدت و غیرقابل کنترل)

      همچنین می‌توان از slue استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      During the storm, the small boat would slew from side to side with every large wave.

      در طول طوفان، قایق کوچک با هر موج بزرگ از این سو به آن سو می‌لغزید.

      During the experimental phase, the uncalibrated robotic arm slewed unexpectedly, impacting the integrity of the data collected.

      در طول فاز آزمایشی، بازوی رباتیک کالیبره‌نشده به‌طور غیرمنتظره چرخید و بر یکپارچگی داده‌های جمع‌آوری شده تأثیر گذاشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The car suddenly slewed across the icy road, narrowly avoiding a collision.

      ماشین ناگهان در جاده‌ی یخی چرخید و به‌سختی از تصادف جلوگیری کرد.

      C2

      گذشته‌ی ساده‌ی فعل slay

      The knight slew the dragon and saved the princess.

      شوالیه اژدها را کشت و شاهزاده‌خانم را نجات داد.

      Historical accounts suggest that early human societies, in their struggle for survival, often slew large game for sustenance and resources.

      روایات تاریخی نشان می‌دهد که جوامع اولیه‌ی انسانی در مبارزه‌ی خود برای بقا، اغلب حیوانات بزرگ را برای تغذیه و منابع می‌کشتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slew

      1. noun an indeterminately great amount or number
        Synonyms:
        lot deal plenty heap pile mass load stack million batch scad gob wad mountain raft mess mint bushel flock spate ream pot passel oodles trillion jillion zillion muckle mickle sight good deal great-deal tidy sum hatful quite-a-little multiplicity peck
      1. verb turn sharply; change direction abruptly
        Synonyms:
        curve veer turn swerve trend sheer hit struck cut killed removed wasted finished destroyed executed eliminated liquidated dispatched murdered slaughtered butchered massacred offed zapped snuffed slue overwhelmed annihilated
        Antonyms:
        created bore
      1. verb to cause the death of
        Synonyms:
        killed destroyed finished dispatched wasted zapped
      1. verb move obliquely or sideways, usually in an uncontrolled manner
        Synonyms:
        slide slip skid slue

      سوال‌های رایج slew

      گذشته‌ی ساده slew چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده slew در زبان انگلیسی slayed است.

      شکل سوم slew چی میشه؟

      شکل سوم slew در زبان انگلیسی slain است.

      وجه وصفی حال slew چی میشه؟

      وجه وصفی حال slew در زبان انگلیسی slaying است.

      سوم‌شخص مفرد slew چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد slew در زبان انگلیسی slays است.

      ارجاع به لغت slew

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «slew» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slew

      لغات نزدیک slew

      • - sleuth
      • - sleuthhound
      • - slew
      • - slice
      • - slice bar
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      self-righteous self-aggrandizement soft-shell stand-alone sure-footed three-ply troubleshooter paramedic cybercrime competitor hope come back replicate interdiction ambulatory آشوب کناس بازسازی بازسازی کردن بالاتر اغنا جاویدنام زمین فوتبال آمریکایی مشروطه افزون بهر پشته تمسخر تمدید ستمگر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.