آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ مرداد ۱۴۰۵

      Fitness

      ˈfɪtnəs ˈfɪtnəs

      شکل جمع:

      fitnesses

      معنی fitness | جمله با fitness

      noun uncountable B1

      تندرستی، سلامتی، سلامت جسمانی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      Good nutrition is essential for maintaining fitness.

      تغذیه‌ی خوب برای حفظ سلامت جسمانی ضروری است.

      Regular exercise improves your fitness.

      ورزش منظم تندرستی شما را بهبود می‌بخشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      physical fitness

      سلامتی جسمی

      Nutrition plays a crucial role in achieving optimal fitness.

      تغذیه نقش مهمی در دستیابی به تندرستی مطلوب دارد.

      noun uncountable A2

      تناسب‌اندام، داشتن بدن عضلانی، آمادگی جسمانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      Her dedication to fitness has transformed her life.

      تعهد او به تناسب‌اندام زندگی او را متحول کرده است.

      Regular exercise improves your fitness.

      تمرین منظم، آمادگی جسمانی شما را بهبود می‌بخشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her fitness routine includes weight training and cardio.

      برنامهٔ تمرینی او برای داشتن بدن عضلانی شامل تمرینات وزنه و کاردیو است.

      Regular exercise is essential for maintaining good fitness.

      ورزش منظم برای حفظ تناسب‌اندام ضروری است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fitness

      1. noun good condition
        Synonyms:
        health shape strength vigor good health robustness trim repair fettle kilter
        Antonyms:
        poor health
      1. noun appropriateness
        Synonyms:
        suitability propriety relevancy pertinence aptness compatibility harmony accordance agreement consistency congruousness correspondence rightness decency decorum order convenience qualification adequacy applicability admissibility eligibility aptitude accommodation adaptation assimilation preparedness readiness expediency timeliness seasonableness seemliness consonance agreeableness congeniality auspiciousness competence concurrency keeping patness
        Antonyms:
        inappropriateness unsuitability

      Collocations

      follow a fitness programme

      دنبال کردن یک برنامه تناسب اندام

      fitness studio

      استودیوی فیتنس، استودیوی ورزشی (فضایی کوچکتر و تخصصی‌تر نسبت‌به باشگاه بدن‌سازی)

      لغات هم‌خانواده fitness

      noun
      fit, fitting, fitness, fitter, misfit
      adjective
      fitted, fitting, fit
      verb - intransitive
      fit
      adverb
      fittingly

      سوال‌های رایج fitness

      معنی fitness به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Fitness» در زبان فارسی به «تناسب اندام» یا «سلامت جسمانی» ترجمه می‌شود.

      تناسب اندام به معنای داشتن وضعیت بدنی سالم، قوی و توانمند است که فرد را قادر می‌سازد فعالیت‌های روزمره و ورزشی را به راحتی و بدون خستگی شدید انجام دهد. این مفهوم تنها به ظاهر بدن محدود نمی‌شود، بلکه شامل سلامت کلی بدن، قدرت عضلات، انعطاف‌پذیری، استقامت قلبی-عروقی و تعادل روانی نیز می‌باشد. تناسب اندام به عنوان یکی از شاخص‌های مهم سلامت، نقش اساسی در کیفیت زندگی افراد ایفا می‌کند.

      برای دستیابی به تناسب اندام، ترکیبی از تمرینات ورزشی منظم، تغذیه سالم و استراحت کافی ضروری است. ورزش‌هایی مانند دویدن، شنا، تمرینات مقاومتی و یوگا به تقویت عضلات و بهبود عملکرد قلب و ریه‌ها کمک می‌کنند. علاوه بر این، رعایت رژیم غذایی متعادل که شامل مصرف میوه‌ها، سبزیجات، پروتئین‌ها و آب کافی باشد، از عوامل مهم حفظ سلامت جسمی و دستیابی به تناسب اندام است.

      تناسب اندام همچنین بر بهبود سلامت روان و کاهش استرس تأثیر مثبت دارد. فعالیت‌های ورزشی باعث ترشح هورمون‌هایی مانند اندورفین می‌شوند که احساس شادی و رضایت را افزایش می‌دهند و به کاهش اضطراب و افسردگی کمک می‌کنند. بنابراین، تناسب اندام نه تنها باعث بهبود سلامت جسمی می‌شود بلکه سلامت روانی را نیز تقویت می‌کند.

      تناسب اندام نقش مهمی در پیشگیری از بیماری‌های مزمن مانند بیماری‌های قلبی، دیابت نوع ۲، فشار خون بالا و چاقی دارد. داشتن سبک زندگی فعال و سالم، تضمینی برای طول عمر بیشتر و کیفیت بهتر زندگی است. از این رو، تاکید بر تناسب اندام در جوامع مختلف به عنوان بخشی از فرهنگ سلامت عمومی بسیار حائز اهمیت است.

      شکل جمع fitness چی میشه؟

      شکل جمع fitness در زبان انگلیسی fitnesses است.

      ارجاع به لغت fitness

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fitness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fitness

      لغات نزدیک fitness

      • - fitly
      • - fitment
      • - fitness
      • - fitness centre
      • - fitness studio
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.