آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آذر ۱۴۰۳

      School

      skuːl skuːl

      گذشته‌ی ساده:

      schooled

      شکل سوم:

      schooled

      سوم‌شخص مفرد:

      schools

      وجه وصفی حال:

      schooling

      شکل جمع:

      schools

      معنی school | جمله با school

      noun countable uncountable A1

      مدرسه

      school, مدرسه
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      I walk to school every morning with my friends.

      هر روز صبح با دوستانم به مدرسه می‌روم.

      The school burned down completely.

      مدرسه به‌طور کامل سوخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the most beautiful school I have ever seen

      زیباترین مدرسه‌ای که تاکنون دیده‌ام

      noun uncountable A1

      مدرسه (دوره‌ای از زندگی که طی آن شخص به مدرسه می‌رود یا برای اشاره به فعالیت‌های آموزشی و یادگیری‌ای که در مدرسه اتفاق می‌افتد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      I started school at the age of seven.

      در هفت سالگی مدرسه را شروع کردم.

      I left school.

      مدرسه را رها کردم.

      noun uncountable A2

      مدرسه (برای اشاره به زمانی در طول روز که کودکان در مدرسه درس می‌خوانند)

      The school starts at 8 A.M.

      مدرسه ساعت ۸ آغاز می‌شود.

      I saw her after school.

      بعد از مدرسه او را دیدم.

      noun

      مدرسه (برای اشاره به همه‌ی دانش‌آموزان و معلمان در مدرسه) (هم با فعل مفرد می‌آید و هم جمع)

      The whole school loved him.

      همه‌ی مدرسه شیفته‌ی او بودند.

      The whole school went on a field trip.

      کل مدرسه به گردش علمی رفت.

      noun countable uncountable

      دانشکده (در دانشگاه یا کالج)

      She spent six years studying at medical school.

      به مدت شش سال در دانشکده‌ی پزشکی تحصیل کرد.

      UMKC School of Dentistry

      دانشکده‌ی دندان‌پزشکی دانشگاه میزوری–کانزاس سیتی

      noun countable A2

      آموزشگاه

      I enrolled my daughter in a dancing school.

      دخترم را در آموزشگاه رقص ثبت‌نام کردم.

      I enrolled in a driving school.

      در آموزشگاه رانندگی ثبت‌نام کردم.

      noun

      انگلیسی آمریکایی مؤسسه‌ی آموزش عالی (کالج یا دانشگاه)

      East coast schools have a good reputation.

      مؤسسات آموزش عالی کرانه‌ی خاوری (آمریکا) شهرت خوبی دارند.

      I graduated from school last year with a degree in psychology.

      سال گذشته در رشته‌ی روان‌شناسی از این مؤسسه‌ی آموزش عالی فارغ‌التحصیل شدم.

      noun countable

      مکتب

      Many famous artists emerged from the Flemish School.

      بسیاری از هنرمندان مشهور از مکتب فلاندری برخاسته‌اند.

      The Impressionist school revolutionized the art world in the 19th century.

      مکتب امپرسیونیستی در قرن نوزدهم دنیای هنر را متحول کرد.

      noun countable

      جانورشناسی توده (آبزیان)

      school, توده (آبزیان)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      All social groupings of fish are considered a shoal, but only some shoals are schools.

      همه‌ی گروه‌های اجتماعی ماهی‌ها جزو دسته محسوب می‌شوند اما فقط برخی از دسته‌ها توده هستند.

      We were amazed to see a school of dolphins leaping out of the ocean.

      از دیدن توده‌ای از دلفین‌ها که از اقیانوس بیرون پریدند، شگفت‌زده شدیم.

      verb - transitive formal

      آموزش دادن، تعلیم دادن (شخص یا حیوان)

      They schooled the elephants.

      آن‌ها به فیل‌ها آموزش دادند.

      The trainer will school the horse to jump over obstacles.

      مربی به اسب تعلیم خواهد داد تا از روی موانع بپرد.

      verb - transitive formal

      درس دادن به (کودک) (اغلب به‌صورت مجهول می‌آید)

      The children were schooled in mathematics by the experienced teacher.

      معلم باتجربه به بچه‌ها ریاضی درس داد.

      Many students are schooled in the art of critical thinking during their primary education.

      به بسیاری از دانش‌آموزان در دوران تحصیلات ابتدایی، هنر تفکر انتقادی درس داده می‌شود.

      noun uncountable

      تحصیل

      She excelled in school, always eager to learn new things.

      او در تحصیل عالی و همیشه مشتاق یادگیری چیزهای جدید بود.

      She excelled in school and became a successful lawyer.

      او در تحصیل عالی بود و وکیل موفقی شد.

      noun uncountable

      تدریس

      The school is constantly evolving.

      تدریس پیوسته در حال تکامل است.

      He studied under the school of him.

      تحت تدریس او تحصیل کرد.

      noun

      مجازی مدرسه

      The school of life taught him to be patient.

      مدرسه‌ی زندگی به او شکیبایی آموخت.

      She believes that traveling is also a school.

      معتقد است که سفر نیز مدرسه است.

      verb - transitive

      درس ... به خود دادن

      She had schooled herself in patience.

      به خود درس شکیبایی داده بود.

      He schooled himself to wake up early every morning.

      درس صبح زود بیدار شدن را به خود داد.

      verb - transitive

      به مدرسه فرستادن

      My parents schooled me.

      والدینم من را به مدرسه فرستادند.

      The girl was schooled both at home and abroad.

      آن دختر هم در داخل (کشور) و هم در خارج به مدرسه رفته بود.

      verb - intransitive

      جانورشناسی به‌صورت توده‌ای حرکت کردن (آبزیان)

      I watched the fish school together in perfect synchronization.

      ماهی‌ها را دیدم که در هماهنگی کامل به‌صورت توده‌ای حرکت می‌کردند.

      During migration, many fish school along the coastline.

      در طول مهاجرت، بسیاری از ماهی‌ها در امتداد خط ساحلی به‌صورت توده‌ای حرکت می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد school

      1. noun place, system for educating
        Synonyms:
        institution establishment academy university college schoolhouse department faculty institute discipline hall alma mater seminary blackboard halls of ivy jail
      1. noun persons receiving education
        Synonyms:
        followers pupils disciples class following group adherents devotees circle set party faction denomination sect clique academy
      1. noun body of philosophy on subject
        Synonyms:
        belief faith creed persuasion way outlook school of thought way of life stamp
      1. verb teach
        Synonyms:
        instruct train educate guide show tutor coach prepare direct lead inform drill discipline prime cultivate advance manage control verse indoctrinate
        Antonyms:
        learn

      Collocations

      go to college, school, university

      به مدرسه رفتن، به دانشگاه رفتن، در دانشگاه تحصیل کردن، درس خواندن در مدرسه

      of school age

      به سن مدرسه رفتن

      quit school

      ترک‌تحصیل کردن، مدرسه را ول کردن

      schoolbag, n.

      کیف مدرسه

      convent school

      مدرسه‌ی دخترانه (وابسته به صومعه)

      Idioms

      never tell tales out of school

      امور و اسرار محل کار خودت را پیش دیگران مطرح نکن، دهان لق نباش

      one of the old school

      آدم قدیمی مسلک، محافظه‌کار، گذشته‌گرای

      لغات هم‌خانواده school

      noun
      school, preschool, schooling
      adjective
      preschool
      verb - transitive
      school

      سوال‌های رایج school

      معنی school به فارسی چی میشه؟

      کلمه "school" در زبان انگلیسی به معنای "مدرسه" است و به محیطی اشاره دارد که در آن آموزش و یادگیری صورت می‌گیرد. مدارس معمولاً برای آموزش دانش‌آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی تأسیس می‌شوند و می‌توانند شامل مقاطع ابتدایی، متوسطه و دبیرستان باشند. در ادامه به بررسی معانی، انواع و نکات جالب در مورد "school" می‌پردازیم.

      معانی و کاربردها:

      1. آموزش و یادگیری: مدرسه به عنوان یک نهاد آموزشی شناخته می‌شود که در آن دانش‌آموزان تحت نظر معلمان، به یادگیری مباحث مختلف علمی، هنری و اجتماعی می‌پردازند.

      2. نهاد اجتماعی: مدارس به عنوان مکان‌هایی برای تعامل اجتماعی و ایجاد روابط میان دانش‌آموزان عمل می‌کنند. این تعاملات می‌توانند به تقویت مهارت‌های اجتماعی و همکاری کمک کنند.

      3. انواع مدارس: مدارس می‌توانند از نظر نوع آموزش و محیط متفاوت باشند. به عنوان مثال، مدارس دولتی، خصوصی، آنلاین، و یا مدارس خاص برای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه وجود دارند.

      4. فرهنگ و ارزش‌ها: مدارس به انتقال فرهنگ و ارزش‌های جامعه به نسل جدید کمک می‌کنند. این نهادها به دانش‌آموزان می‌آموزند که چگونه به عنوان اعضای مسئول و فعال جامعه عمل کنند.

      نکات جالب:

      1. تاریخچه: تاریخ مدارس به دوران باستان برمی‌گردد. در یونان باستان، فلسفه و علوم در مدارس آموزش داده می‌شد. همچنین در چین باستان، کنفوسیوس به آموزش و تربیت اهمیت زیادی می‌داد.

      2. شیوه‌های تدریس: با پیشرفت فناوری، روش‌های تدریس نیز تغییر کرده‌اند. از کلاس‌های سنتی با تخته سیاه و کتاب‌های درسی به کلاس‌های هوشمند و آنلاین انتقال یافته‌ایم.

      3. مدارس جهانی: در کشورهای مختلف، نظام‌های آموزشی و نوع مدارس متفاوت است. به عنوان مثال، در برخی کشورها مانند فنلاند، سیستم آموزشی بر اعتماد به نفس و خلاقیت دانش‌آموزان تمرکز دارد و از فشارهای زیاد امتحانی خبری نیست.

      4. مدارس هنر و ورزش: برخی از مدارس به صورت ویژه به آموزش هنر، موسیقی و ورزش می‌پردازند. این مدارس به دانش‌آموزان فرصتی می‌دهند تا استعدادهای خاص خود را شناسایی و پرورش دهند.

      5. تجربه‌های مشترک: تمام دانش‌آموزان در مدارس تجربه‌های مشابهی را از جمله اردوها، فعالیت‌های فوق برنامه و جشن‌ها دارند که این تجربیات به ایجاد خاطرات مشترک و دوستی‌های پایدار کمک می‌کند.

      6. چالش‌ها: مدارس با چالش‌هایی نظیر کمبود منابع، تنش‌های اجتماعی و مشکلات مالی روبرو هستند. این مسائل می‌توانند بر کیفیت آموزش و تجربه دانش‌آموزان تأثیر بگذارند.

      گذشته‌ی ساده school چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده school در زبان انگلیسی schooled است.

      شکل سوم school چی میشه؟

      شکل سوم school در زبان انگلیسی schooled است.

      شکل جمع school چی میشه؟

      شکل جمع school در زبان انگلیسی schools است.

      وجه وصفی حال school چی میشه؟

      وجه وصفی حال school در زبان انگلیسی schooling است.

      سوم‌شخص مفرد school چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد school در زبان انگلیسی schools است.

      ارجاع به لغت school

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «school» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/school

      لغات نزدیک school

      • - scholiast
      • - scholium
      • - school
      • - school (crossing) guard
      • - school age
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.