آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۴

      Oppressive

      əˈpresɪv əˈpresɪv

      صفت تفضیلی:

      more oppressive

      صفت عالی:

      most oppressive

      معنی oppressive | جمله با oppressive

      adjective

      ستمگر، ظالم، زورگو، سرکوبگر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The oppressive military regime silenced all opposition.

      رژیم نظامی سرکوبگر هر گونه مخالفتی را خاموش کرد.

      Workers protested against the oppressive policies of the company.

      کارگران علیه سیاست‌های ظالمانه‌ی شرکت اعتراض کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      oppressive grief

      اندوه سخت

      an oppressive ruler

      حکمران ستمگر

      adjective

      سنگین، طاقت‌فرسا، دل‌گیر، آزاردهنده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      She couldn’t bear the oppressive feeling of loneliness anymore.

      او دیگر نمی‌توانست احساس دل‌گیر تنهایی را تحمل کند.

      The oppressive atmosphere of the meeting made everyone nervous.

      فضای سنگین جلسه همه را مضطرب کرده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      oppressive taxes

      مالیاتهای سنگین

      adjective

      گرم، طاقت‌فرسا (گرما یا آب‌وهوای گرم)

      An oppressive atmosphere hung over the desert in the afternoon.

      بعدازظهر، جوی گرم بر فراز بیابان حکم‌فرما بود.

      The city is known for its oppressive summers.

      این شهر به‌خاطر تابستان‌های طاقت‌فرسا مشهور است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      oppressive heat

      گرمای طاقت‌فرسا

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد oppressive

      1. adjective overwhelming, repressive
        Synonyms:
        heavy severe tough demanding harsh cruel depressing discouraging troublesome taxing burdensome onerous dismal gloomy exacting disheartening brutal weighty dictatorial unjust despotic mean confining dispiriting grievous tyrannical bleak headache backbreaking depressive grinding ironhanded rough going superincumbent heavy-handed overbearing inhuman hefty exigent somber
        Antonyms:
        gentle calm relieving
      1. adjective hot and humid
        Synonyms:
        muggy sticky stuffy close heavy sultry steamy suffocating airless stifling torrid overpowering sweat box steam bath
        Antonyms:
        cool mild temperate

      سوال‌های رایج oppressive

      صفت تفضیلی oppressive چی میشه؟

      صفت تفضیلی oppressive در زبان انگلیسی more oppressive است.

      صفت عالی oppressive چی میشه؟

      صفت عالی oppressive در زبان انگلیسی most oppressive است.

      ارجاع به لغت oppressive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «oppressive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/oppressive

      لغات نزدیک oppressive

      • - oppressed
      • - oppression
      • - oppressive
      • - oppressor
      • - opprobrious
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.