آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ اسفند ۱۴۰۳

      Naughty

      ˈnɒːti / / ˈnɑːti ˈnɔːti

      صفت تفضیلی:

      naughtier

      صفت عالی:

      naughtiest

      معنی naughty | جمله با naughty

      adjective B2

      شیطان، بدذات، شرور، بازیگوش

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The naughty child refused to go to bed.

      کودک شیطان از رفتن به رختخواب امتناع کرد.

      Stop being so naughty and listen to your teacher!

      اینقدر بازیگوش نباش و به معلمت گوش بده!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the neighbor's naughty children

      بچه‌های شیطان همسایه

      naughty jokes

      شوخی‌های شرورانه

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی شیطنت‌آمیز، بازیگوشانه (استفاده‌ی طنز برای کار اشتباه فردی بالغ)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Borrowing my car without asking? That was naughty!

      بدون اجازه ماشینم را بردی؟ این کارت شیطنت‌آمیز بود!

      She sneaked an extra chocolate bar. such a naughty thing to do!

      او یواشکی شکلات اضافه برداشت. چه کار بازیگوشانه‌ای!

      adjective informal

      تحریک‌کننده، سکسی

      The magazine was full of naughty pictures.

      این مجله پر از تصاویر تحریک‌کننده بود.

      The movie had a few naughty scenes that were cut for TV.

      فیلم چند صحنه‌ی سکسی داشت که برای تلویزیون حذف شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد naughty

      1. adjective bad, misbehaved
        Synonyms:
        badly behaved disobedient mischievous annoying wicked unruly ungovernable unmanageable willful wayward contrary wrong evil rascally rowdy rough tough exasperating fractious insubordinate recalcitrant intractable refractory sinful disorderly obstreperous perverse playful teasing worthless fiendish froward headstrong impish indecorous raunchy wanton
        Antonyms:
        good behaved obedient controlled
      1. adjective obscene, vulgar
        Synonyms:
        dirty adult improper vulgar bawdy lewd loose blue hot risqué off-color ribald steamy lascivious pornographic purple
        Antonyms:
        moral good clean pure

      سوال‌های رایج naughty

      صفت تفضیلی naughty چی میشه؟

      صفت تفضیلی naughty در زبان انگلیسی naughtier است.

      صفت عالی naughty چی میشه؟

      صفت عالی naughty در زبان انگلیسی naughtiest است.

      ارجاع به لغت naughty

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «naughty» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/naughty

      لغات نزدیک naughty

      • - naugahyde
      • - naught
      • - naughty
      • - naumachia
      • - nauplius
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.