آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Regret

      rɪˈɡret rɪˈɡret

      گذشته‌ی ساده:

      regretted

      شکل سوم:

      regretted

      سوم‌شخص مفرد:

      regrets

      وجه وصفی حال:

      regretting

      شکل جمع:

      regrets

      معنی regret | جمله با regret

      verb - transitive B2

      تأسف خوردن، متأسف بودن، افسوس خوردن، دریغ خوردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      to regret the passing of one's youth

      از گذشتن جوانی خود افسوس خوردن

      she regrets her mistake.

      او از اشتباه خود متأسف است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I regret that I can't go.

      افسوس می‌خورم که نمی‌توانم بروم.

      verb - transitive

      پشیمان شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      if you buy this house, you'll regret it.

      اگر این خانه را بخری پشیمان خواهی شد.

      noun countable

      افسوس، دریغ، تاسف

      a keen regret for past mistakes

      افسوس زیاد برای لغزش‌های گذشته

      noun countable

      پشیمانی، ندامت

      please accept my regrets.

      خواهشمندم پوزش مرا بپذیرید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد regret

      1. noun upset over past action
        Synonyms:
        sorrow grief care worry concern disappointment annoyance bitterness remorse regretfulness contrition penitence repentance uneasiness anguish heartache heartbreak woe apology apologies discomfort dissatisfaction nostalgia compunction conscience qualm scruple affliction dole lamentation misgiving pang ruefulness self-reproach self-accusation self-condemnation self-disgust demur
        Antonyms:
        happiness satisfaction contentedness
      1. verb be upset about
        Synonyms:
        be sorry for feel sorry apologize be disturbed disapprove miss grieve mourn lament deplore repent rue feel remorse have qualms feel uneasy have compunctions moan cry over look back kick oneself deprecate weep bemoan repine bewail cry over spilled milk weep over
        Antonyms:
        be satisfied be content

      Collocations

      (one's) regrets

      پوزش، مراتب تأسف، اظهار پشیمانی

      لغات هم‌خانواده regret

      noun
      regret
      adjective
      regrettable, regretful
      verb - transitive
      regret
      adverb
      regrettably, regretfully

      سوال‌های رایج regret

      گذشته‌ی ساده regret چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده regret در زبان انگلیسی regretted است.

      شکل سوم regret چی میشه؟

      شکل سوم regret در زبان انگلیسی regretted است.

      شکل جمع regret چی میشه؟

      شکل جمع regret در زبان انگلیسی regrets است.

      وجه وصفی حال regret چی میشه؟

      وجه وصفی حال regret در زبان انگلیسی regretting است.

      سوم‌شخص مفرد regret چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد regret در زبان انگلیسی regrets است.

      ارجاع به لغت regret

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «regret» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/regret

      لغات نزدیک regret

      • - regression
      • - regressive
      • - regret
      • - regretful
      • - regretfully
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.