Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ خرداد ۱۴۰۴

      Basis

      ˈbeɪsɪs ˈbeɪsɪs

      شکل جمع:

      bases

      معنی basis | جمله با basis

      noun countable C1

      اساس، پایه، مبنا، مأخذ، بنیان، بنیاد، زیربنا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Atoms form the fundamental basis of matter.

      اتم بنیاد اساسی ماده است.

      Justice must be the basis of any good legal system.

      عدالت باید زیربنای هر نظام حقوقی خوبی باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Dreams were the basis on which he constructed his life.

      خواب و خیال شالوده‌ای بود که زندگی خود را بر آن بنا کرد.

      on the basis of conjecture

      بر مبنای حدس و گمان

      the Christian basis of Western civilization

      اساس و مایه‌ی مسیحی تمدن غربی

      noun countable B2

      شیوه، روش، نحوه، روال، بر اساس، به‌صورت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The aid was given on a temporary basis.

      کمک‌ها به شیوه‌ی موقتی ارائه شدند.

      The team meets on a weekly basis to discuss progress and challenges.

      تیم به‌صورت هفتگی برای بحث در مورد پیشرفت‌ها و چالش‌ها جلسه می‌گذارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد basis

      1. noun physical foundation
        Synonyms:
        ground base bottom foot support bed seat rest resting place footing foundation groundwork substructure
      1. noun foundation for belief, action
        Synonyms:
        reason base source root cause foundation principle support explanation evidence data background heart essence core center infrastructure backing authority justification security warrant antecedent essential fundamental axiom presumption assumption presupposition premise dictum law theory postulate proof sanction bedrock keystone nucleus backbone substratum underpinning crux footing chief ingredient principal element hard fact nexus rudiment theorem

      Collocations

      on a part-time basis

      (به طور) پاره‌وقت

      on a voluntary basis

      داوطلبانه

      on the basis of

      برپایه‌ی، براساس، برمبنای

      لغات هم‌خانواده basis

      noun
      base, basis
      adjective
      baseless, basic, based
      verb - transitive
      base
      adverb
      basically

      سوال‌های رایج basis

      شکل جمع basis چی میشه؟

      شکل جمع basis در زبان انگلیسی bases است.

      ارجاع به لغت basis

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «basis» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/basis

      لغات نزدیک basis

      • - basion
      • - basipetal
      • - basis
      • - basis point
      • - bask
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.