آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ آبان ۱۴۰۳

      Eat

      iːt iːt

      گذشته‌ی ساده:

      ate

      شکل سوم:

      eaten

      سوم‌شخص مفرد:

      eats

      وجه وصفی حال:

      eating

      معنی eat | جمله با eat

      verb - transitive A1

      خوردن، مصرف کردن

      Carnivores eat meat.

      گوشت‌خواران گوشت می‌خورند.

      I eat dinner at six.

      من ساعت شش شام می‌خورم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He ate himself sick.

      آن‌قدر خورد که مریض شد.

      What's eating Hassan?

      حسن چشه؟ (حسن چی‌اش می‌شود؟)

      verb - transitive

      تحلیل بردن، فرسایش دادن، از بین بردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Acids eat into iron.

      اسیدها آهن را می‌خورند.

      The chemical ate holes in my table.

      ماده‌ی شیمیایی میز مرا سوراخ‌سوراخ کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Waves keep eating away the shore.

      امواج مدام ساحل را فرسایش می‌دهند.

      the inheritance that was eaten up by debt

      میراثی که بدهی آن را از بین برد

      Rust had eaten right through the fenders.

      زنگ کاملاً گل‌گیرها را خورده (و سوراخ کرده) بود.

      verb - intransitive

      غذا خوردن

      He eats fast.

      او تند (غذا) می‌خورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد eat

      1. verb consume food
        Synonyms:
        consume swallow feed take in digest devour ingest dine lunch sup chow down have a meal partake of feast upon take food break bread munch bite snack nibble peck at graze bolt wolf gobble up polish off put away dispose of dispatch fall to nosh scarf scoff masticate chew have for take nourishment breakfast banquet gorge pig out cram gormandize make pig of oneself absorb ruminate pick have a bite attack pork out
      1. verb erode, wear away; use up
        Synonyms:
        wear away decay waste away dissolve disintegrate crumble exhaust drain rot corrode squander disappear vanish dissipate use up melt decompose run through spill bite nibble gnaw liquefy rust condense
        Antonyms:
        maintain preserve build

      Phrasal verbs

      eat away

      فرسوده کردن

      eat in

      در خانه خوراک خوردن (در برابر eat out)

      eat through

      (زنگ یا اسید و غیره) خوردن

      eat out

      بیرون غذا خوردن

      مؤاخذه‌ی شدید کردن، گوشمالی دادن

      eat up

      تا انتها خوردن

      مصرف کردن

      Idioms

      be eaten up with jealousy (or desire or curiosity)

      سخت دستخوش حسادت (یا میل یا کنجکاوی) شدن

      eat, drink, and be merry

      بخورید و بیاشامید و شاد باشید

      eat like a horse

      پرخوری کردن، مثل گاو غذا خوردن، اشتهای خوبی داشتن

      eat one's words

      حرف خود را پس گرفتن، گفته‌ی خود را انکار کردن

      eat to live, not live to eat

      برای زنده ماندن بخور؛ (ولی) برای خوردن زندگی نکن!

      Idioms بیشتر

      you can't have your cake and eat it too

      نمی‌تونی همه‌چیز رو با هم داشته باشی (نمی‌شه هم خدا رو بخوای، هم خرما رو)

      eat like a bird

      کم خوراک بودن

      eat high on the hog

      مثل اشراف‌زاده‌ها زندگی کردن، لای پر قو زندگی کردن

      eat humble pie

      شکر خوردن، به غلط کردن افتادن، پوزش خواستن، معذرت‌خواهی کردن، اشتباه خود را پذیرفتن، به اشتباه خود اعتراف کردن

      سوال‌های رایج eat

      گذشته‌ی ساده eat چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده eat در زبان انگلیسی ate است.

      شکل سوم eat چی میشه؟

      شکل سوم eat در زبان انگلیسی eaten است.

      وجه وصفی حال eat چی میشه؟

      وجه وصفی حال eat در زبان انگلیسی eating است.

      سوم‌شخص مفرد eat چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد eat در زبان انگلیسی eats است.

      ارجاع به لغت eat

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «eat» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/eat

      لغات نزدیک eat

      • - easy-breezy
      • - easygoing
      • - eat
      • - eat away
      • - eat crow
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.