Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Green

      ɡriːn ɡriːn

      گذشته‌ی ساده:

      greened

      شکل سوم:

      greened

      سوم‌شخص مفرد:

      greens

      وجه وصفی حال:

      greening

      شکل جمع:

      greens

      صفت تفضیلی:

      greener

      صفت عالی:

      greenest

      توضیحات:

      در معانی سوم و هشتم همچنین می‌توان از Green به‌جای green استفاده کرد.

      معنی green | جمله با green

      adjective A1

      رنگ سبز

      green, سبز
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      She wore a beautiful green dress to the party.

      او لباس سبز زیبایی برای مهمانی پوشیده بود.

      The traffic light turned green, and the cars started moving.

      چراغ راهنمایی سبز شد و ماشین‌ها شروع به حرکت کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      green light

      چراغ سبز

      green grass

      علف سبز

      adjective

      گیاهی، سبز، چمنی، درختی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Green spaces in cities improve air quality.

      فضاهای سبز در شهرها کیفیت هوا را بهبود می‌بخشند.

      She enjoys the fresh, green scent of the garden after the rain.

      او از بوی تازه و گیاهی باغ بعداز باران لذت می‌برد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      green salad

      سالاد سبزی (کاهو و اسفناج و غیره)

      adjective B2

      زیست‌محیطی، حامی محیط‌زیست

      Green campaigners protested the construction of the dam.

      فعالان محیط‌زیست علیه ساخت سد اعتراض کردند.

      Many governments are now prioritizing green issues.

      بسیاری از دولت‌ها اکنون مسائل زیست‌محیطی را در اولویت قرار می‌دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      green politics

      سیاست حفظ محیط‌زیست

      adjective B1

      سرسبز، سبزپوش، پوشیده از درخت

      They built a small cottage on a green hillside.

      آن‌ها کلبه‌ای کوچک روی تپه‌ای سرسبز ساختند.

      After the spring rain, the entire plain looked green and alive.

      پس‌از باران بهاری، تمام دشت سبزپوش و زنده به‌نظر می‌رسید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a green field

      زمین سرسبز، سبزه‌زار

      adjective

      نارس، نرسیده، کال، تر، نم‌دار

      These apples look green, but some are surprisingly sweet.

      این سیب‌ها ظاهراً نارس‌اند، اما بعضی از آن‌ها به‌طرز عجیبی شیرین هستند.

      The lumber was still green and too wet to burn.

      الوار هنوز نم‌دار بودند و برای سوزاندن بیش از حد خیس بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      green banana

      موز نارس

      green lumber

      الوار تر

      adjective informal

      تازه‌کار، بی‌تجربه، ناوارد، خام، نابلد، ناشی

      They hired a group of green recruits and trained them for three weeks.

      آن‌ها گروهی از نیروهای تازه‌کار را استخدام کردند و به مدت سه هفته آموزش دادند.

      At that age, we were all green and full of unrealistic ambitions.

      در آن سن، همه‌مان خام و پر از آرزوهای غیرواقعی بودیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a green teacher

      معلم بی‌تجربه

      the green years

      ایام جوانی

      noun countable uncountable A2

      سبز

      I love the subtle difference between olive green and forest green.

      من تفاوت جزئی بین سبز زیتونی و سبز جنگلی را دوست دارم.

      That dress comes in green and blue.

      آن لباس در رنگ‌های سبز و آبی موجود است.

      noun countable

      فعال محیط‌زیست، طرف‌دار محیط‌زیست، حامی محیط‌زیست (عضوی از گروه یا حزب حامی محیط‌زیست)

      The conference brought together Greens from across the country.

      این کنفرانس، حامیان محیط‌زیست را از سراسر کشور گرد هم آورد.

      As a committed Green, she campaigns against deforestation.

      او به‌عنوان فعال محیط‌زیستی متعهد، علیه جنگل‌زدایی مبارزه می‌کند.

      noun countable

      محوطه‌ی چمنی، فضای سبز، سبزه‌زار، چمنزار (معمولاً برای استفاده‌ی عموم)

      We found a quiet green surrounded by trees to rest.

      ما فضای سبزی آرام پیدا کردیم که دورش درخت بود و آنجا استراحت کردیم.

      Locals gather every weekend on the green to socialize.

      مردم محلی هر آخرهفته برای معاشرت در چمنزار جمع می‌شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the village green

      مرغزار دهکده

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی گرین (به‌عنوان بخشی از اسم مکان استفاده می‌شود)

      She lives near Bowling Green.

      او نزدیک بولینگ گرین زندگی می‌کند.

      I visited a lovely village called Oak Green.

      من از روستای زیبایی به نام اوک گرین بازدید کردم.

      noun countable

      ورزش گرین (محوطه‌ی اطراف سوراخ در گلف)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      Reaching the green in two shots was impressive.

      رسیدن به گرین با دو ضربه، بسیار چشمگیر بود.

      He made an excellent putt on the green.

      او پات فوق‌العاده‌ای روی گرین انجام داد.

      noun plural

      سبزی، سبزیجات (برگ سبزیجاتی همچون اسفناج، کاهو و...)

      A diet full of greens can boost your immune system.

      رژیم غذایی مملو از سبزیجات می‌تواند سیستم ایمنی را تقویت کند.

      He added fresh greens to the soup for extra flavor.

      او برای طعم بهتر، سبزی‌های تازه به سوپ اضافه کرد.

      adjective

      معتدل، ملایم (زمستان)

      The lack of snow indicated a green winter.

      نبود برف، نشان‌دهنده‌ی زمستانی ملایم بود.

      They were hoping for a green winter so they wouldn't have to deal with icy roads.

      آن‌ها امیدوار بودند که زمستان متعادلی داشته باشند تا مجبور نباشند با جاده‌های یخ‌زده دست‌وپنجه نرم کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a green winter

      زمستان ملایم

      adjective

      تازه، نو، شاداب، سرزنده، نوشکفته

      The green shoots of spring were a welcome sight.

      جوانه‌های تازه‌ی بهاری منظره‌ای خوشایند بودند.

      This is a green idea that hasn't been fully explored yet.

      این، ایده‌ای نو است که هنوز به‌طور کامل بررسی نشده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I will keep my mother's memory green.

      خاطره‌ی مادرم را زنده نگه خواهم داشت.

      verb - intransitive verb - transitive

      سبز کردن، سبز شدن

      The rain greened the grass.

      باران چمن را سبز کرد.

      As the days lengthened and warmed, the entire valley began to green.

      با طولانی‌تر و گرم‌تر شدن روزها، کل دره شروع به سبز شدن کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد green

      1. noun a color
        Synonyms:
        greenness money viridity chlorophyll emerald verdure virescence common cash currency lucre wampum aquamarine chlorine bread verdantness cabbage color greenhood dough developing park gelt jack grass lettuce bills long green lime paper-money lush mazuma naive greenbacks moola tender scratch unseasoned brass verdancy commons verdant chloremia virid greenishness
      1. noun a grass plot
        Synonyms:
        lawn common field greens park leafy vegetable
      1. noun an area of closely cropped grass surrounding the hole on a golf course
        Synonyms:
        putting-green putting surface
      1. adjective young, new, blooming
        Synonyms:
        new fresh growing youthful immature developing recent tender lush unripe juvenile budding maturing infant raw callow ungrown sprouting leafy verdant flourishing burgeoning supple pliable half-formed unseasoned undecayed puerile foliate verduous pullulating bosky unfledged undried
        Antonyms:
        old withered
      1. adjective inexperienced
        Synonyms:
        new young immature naive ignorant fresh unskilled unpracticed untrained raw innocent unsophisticated unseasoned unpolished unversed inexpert gullible ingenuous unconversant callow tenderfoot wet behind the ears youthful
        Antonyms:
        experienced skilled expert
      1. adjective emerald in color
        Synonyms:
        forest grass olive moss lime apple sea pine sage jade kelly spinach fir willow vert beryl viridian aquamarine pea chartreuse sap malachite peacock verdigris
      1. adjective referring to practices or policies that do not negatively affect the environment
        Synonyms:
        environmental environment-friendly ecological environmentally-safe biodegradable
      1. noun square or park in center of town
        Synonyms:
        field plaza lawn grass turf terrace grassplot sward common

      Collocations

      green tea

      چای سبز

      green vitriol

      زاج سبز

      bottle-green

      (انگلیس - عامیانه) سبز تیره

      green pea

      نخود سبز

      green issue

      مسئله زیست‌محیطی، موضوع سبز

      Collocations بیشتر

      green politics

      سیاست‌های زیست‌محیطی، سیاست سبز

      dark green

      سبز تیره

      introduce green taxes

      معرفی مالیات های سبز، وضع مالیات های زیست محیطی

      Idioms

      green with envy

      بسیار حسود

      to give (or get) the green light

      اجازه‌ی شروع یا ادامه‌ی کاری را دادن (دریافت کردن)

      the rub of the green

      (عامیانه) اثر شانس خوب یا بد، بخت خوب، بخت بد

      green around the gills

      زرد، رنگ‌پریده، بیمار

      have a green thumb

      در باغبانی مهارت داشتن، دست سبزی داشتن، در پرورش گیاهان استعداد داشتن

      لغات هم‌خانواده green

      noun
      green, greenery
      adjective
      green, greenish
      verb - transitive
      green

      سوال‌های رایج green

      معنی green به فارسی چی میشه؟

      کلمه "green" در زبان انگلیسی به معنای "سبز" است و این رنگ یکی از رنگ‌های اصلی در طیف رنگ‌ها به شمار می‌آید. سبز به طور خاص با طبیعت، زندگی، رشد و تازگی مرتبط است. در ادامه به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب مربوط به "green" می‌پردازیم.

      معانی:

      1. رنگ سبز: این معنی اصلی کلمه است و به رنگی اشاره دارد که معمولاً در گیاهان و درختان مشاهده می‌شود. رنگ سبز به دلیل وجود کلروفیل در گیاهان است که برای فرآیند فتوسنتز ضروری است.

      2. تازه و نو: کلمه "green" می‌تواند به معنای تازگی و نو بودن نیز باشد. مثلاً می‌توان گفت "green ideas" به ایده‌های نو و تازه اشاره دارد.

      3. محیط زیست: واژه "green" به طور گسترده‌ای برای اشاره به مسائل زیست محیطی و پایداری استفاده می‌شود. اصطلاحاتی مانند "green energy" (انرژی سبز) و "green technology" (فناوری سبز) به کار می‌روند.

      4. عدم تجربه یا بی‌تجربگی: در زبان محاوره‌ای، "green" می‌تواند به بی‌تجربگی یا نداشتن دانش کافی اشاره کند، مثلاً "He is still green at this job" به معنای "او هنوز در این کار بی‌تجربه است" است.

      نکات جالب:

      1. معانی فرهنگی: در فرهنگ‌های مختلف، رنگ سبز معانی متفاوتی دارد. مثلاً در برخی فرهنگ‌ها، سبز نشانه شانس و خوشبختی است، در حالی که در برخی دیگر ممکن است به معنای حسادت باشد.

      2. رنگ سبز در طبیعت: سبز رنگ غالب در طبیعت است و به طور مستقیم با زندگی و رشد گیاهان مرتبط است. بسیاری از کشورها و مناطق به خاطر مناظر سبز خود شناخته می‌شوند، مانند ایرلند که به "جزیره سبز" معروف است.

      3. استفاده در طراحی: در طراحی داخلی و مد، رنگ سبز به عنوان یک رنگ آرامش‌بخش و طبیعی شناخته می‌شود. استفاده از رنگ سبز می‌تواند حس تازگی و طراوت را به فضا ببخشد.

      4. رنگ سبز در روانشناسی: سبز به عنوان رنگی آرامش‌بخش شناخته می‌شود و می‌تواند احساس آرامش و رفاه را ایجاد کند. بسیاری از مراکز درمانی و بهداشتی از این رنگ در دکوراسیون خود استفاده می‌کنند.

      5. سبز به عنوان نماد: در بسیاری از کشورها، سبز به عنوان نماد ملی یا فرهنگی استفاده می‌شود. به عنوان مثال، پرچم کشورهایی مانند ایتالیا و لبنان شامل رنگ سبز است.

      6. سبز در ادبیات و هنر: رنگ سبز در ادبیات و هنر نیز نماد معانی مختلفی است. شاعران و نویسندگان اغلب از این رنگ برای القای احساسات و تصورات خاص استفاده می‌کنند.

      گذشته‌ی ساده green چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده green در زبان انگلیسی greened است.

      شکل سوم green چی میشه؟

      شکل سوم green در زبان انگلیسی greened است.

      شکل جمع green چی میشه؟

      شکل جمع green در زبان انگلیسی greens است.

      وجه وصفی حال green چی میشه؟

      وجه وصفی حال green در زبان انگلیسی greening است.

      سوم‌شخص مفرد green چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد green در زبان انگلیسی greens است.

      صفت تفضیلی green چی میشه؟

      صفت تفضیلی green در زبان انگلیسی greener است.

      صفت عالی green چی میشه؟

      صفت عالی green در زبان انگلیسی greenest است.

      ارجاع به لغت green

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «green» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/green

      لغات نزدیک green

      • - greek-letter
      • - greeley
      • - green
      • - green alga
      • - green algae
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.